جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۳۶۷ از ۱٬۱۳۷
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۷ ناصرخسرو قبادیانیخندید ازو کدو که «من از تو به بیست روزبرتر شدم بگو تو که این کاهلی ز چیست»
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹۱ ناصرخسرو قبادیانیبر دشمنی دشمنت چو دیدیفعلش، نه نشان و نه داغ باید
- بخش ۵ - معارضه ناصرخسرو قبادیانی… کرد همی بینیم ازین عالم و او را دانش نیست و اندرآن چیزها که همی عالم پدید آرد آثار حکمت است و اندر نهاد عالم آثار حکمت است بدانستیم که این عالم کار بفرمان خدای همی کند.
- بخش ۷۱ - به سوی بصره ناصرخسرو قبادیانی… بود آب باران در او ایستاده بود و شب و روز میرفتند که هیچ جا اثر راه پدید نبود الا بر سمع میرفتند و عجب آن که بی هیچ نشانی ناگاه به سرچاهی رسیدندی که آب بود. القصه به چهار شبانه روز به یمامه آمدیم.
- بخش ۱۲ - قطران تبریزی ناصرخسرو قبادیانیو در تبریز قطران نام شاعری را دیدم، شعری نیک میگفت، اما زبان فارسی نیکو نمیدانست.
- بخش ۲۸ - معارضه ناصرخسرو قبادیانیاگر کسی گوید که عالم هیولانی خود از نفس پدید آمد و از طبیعت کلی.
- رباعی شمارهٔ ۱۱ خاقانی شروانیدر دل بود آرام و خیالی هر موجدر دیده خیال خواب شد نقش بر آب
- رباعی شمارهٔ ۱۲ خاقانی شروانیآخر به وطن نیارمیدیم چو آبرفتیم و ز پس باز ندیدیم چو آب
- غزل شمارهٔ ۲۷ خاقانی شروانیبه که نالم که اندر نسل آدمبدیدم آدمیخویی نمانده است
- غزل شمارهٔ ۳۰ خاقانی شروانیزخم زمانه را در مرهم پدید نیستدارو بر آستانهٔ عالم پدید نیست
- رباعی شمارهٔ ۳۱ خاقانی شروانیاز فیض خیالت چمن سینه شکفتاز دیدن رویت گل آئینه شکفت
- شمارهٔ ۳۶ خاقانی شروانیکه خری را به عروسی خواندندخر بخندید و شد از قهقهه سست
