غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰ خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زخم زمانه را در مرهم پدید نیست

دارو بر آستانهٔ عالم پدید نیست

۱

در زیر آبنوس شب و روز هیچ دل

شمشادوار تازه و خرم پدید نیست

۲

هرک اندرون پنجرهٔ آسمان نشست

از پنجهٔ زمانه مسلم پدید نیست

۳

ای دل به غم نشین که سلامت نهفته ماند

وی جم به ماتم آی که خاتم پدید نیست

۴

دردا که چنگ عمر شد ز ساز و بدتر آنک

سرنای گم به بودهٔ ماتم پدید نیست

۵

خاقانیا دمی که وبال حیات توست

در سینه کن به گور که همدم پدید نیست

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: پدید نیستقافیه: ـم۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. نیستنیست
  2. دلنیست
  3. نشستنیست
  4. ماندنیست
  5. آنکنیست
  6. توستنیست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۰۱ شعر) قرار دارد.