جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۳۶۸ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۳۷ خاقانی شروانیدستهٔ گل بود کز دورم نمودچون بدیدم آتش اندر چنگ داشت
- رباعی شمارهٔ ۴۸ خاقانی شروانیخاقانی را شکسته دیدی به درستگفتی که ز چاره دست میباید شست
- رباعی شمارهٔ ۴۹ خاقانی شروانینونو دلم از درد کهن ایمن نیستو آن درد دلم که دیدهای ساکن نیست
- رباعی شمارهٔ ۵۴ خاقانی شروانیآن دل که ز دیده اشک خون راند رفتو آن جان که وجود بر تو افشاند رفت
- رباعی شمارهٔ ۵۵ خاقانی شروانیدر پیش رخ تو ماه را تاب کجاستعشاق تو را به دیده در خواب کجاست
- شمارهٔ ۶۰ خاقانی شروانیمه نو کرد ماه چارده رابه رنجی کز پی نه ماه دیده است
- رباعی شمارهٔ ۶۲ خاقانی شروانیچون درد بدید، آن لبِ افسونخوانتاز دست لبت گریخت در دندانت
- شمارهٔ ۷۸ خاقانی شروانیخطی مجهول دیدم در مدینهبدانستم که آن خط آشنا نیست
- شمارهٔ ۹۸ خاقانی شروانینش از آن در کمی پدید شودنز زبان سگی پلید شود
- غزل شمارهٔ ۱۱۲ خاقانی شروانیبه دیداری قناعت کردم از دورکه تو ماهی و مه در بر نیاید
- رباعی شمارهٔ ۱۲۱ خاقانی شروانیدیدی که نسیم نوبهاری بوزیدما را ز بهار ما نسیمی نرسید
- شمارهٔ ۱۲۳ خاقانی شروانیشکست این دلم نادرست اعتقادیبه سم خار در دیدهٔ آرزو زد
