جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۳۸۸ از ۸۳۵
- بخش ۷۲ - کژ وزیدن باد بر سلیمان علیهالسلام به سبب زلت او جلال الدین محمد مولویگفت اگر صد ره کنی تو راست منکژ شوم چون کژ روی ای مؤتمن
- بخش ۷۵ - سبب جرأت ساحران فرعون بر قطع دست و پا جلال الدین محمد مولویحاصل اندر خواب نقصان بدننیست باک و نه دوصد پاره شدن
- بخش ۱۵۶ - حکایت آن مهمان کی زن خداوند خانه گفت کی باران فرو گرفت و مهمان در گردن ما ماند جلال الدین محمد مولویکه منم یار خضر صد گنج و جودمیفشاندم لیک روزیتان نبود
- بخش ۹۹ - قصهٔ سوال کردن عایشه رضی الله عنها از مصطفی صلیالله علیه و سلم کی امروز باران بارید چون تو سوی گورستان رفتی جامههای تو چون تر نیست جلال الدین محمد مولویسوی خلقان صد اشارت میکنندوانک گوشستش عبارت میکنند
- بخش ۷۹ - اندیشیدن یکی از صحابه بانکار کی رسول چرا ستاری نمیکند جلال الدین محمد مولویکو کرم کو سترپوشی کو حیاصد هزاران عیب پوشند انبیا
- بخش ۱۷۴ - رسیدن گوهر از دست به دست آخر دور به ایاز و کیاست ایاز و مقلد ناشدن او ایشان را و مغرور ناشدن او به گال و مال دادن شاه و خلعتها و جامگیها افزون کردن و مدح عقل مخطان کردن به مکر و امتحان که کی روا باشد مقلد را مسلمان داشتن مسلمان باشد اما نادر باشد کی مقلد ازین امتحانها به سلامت بیرون آید کی ثبات بینایان ندارد الا من عصم الله زیرا حق یکیست و آن را ضد بسیار غلطافکن و مشابه حق مقلد چون آن ضد را نشناسد از آن رو حق را نشناخته باشد اما حق با آن ناشناخت او چو او را به عنایت نگاه دارد آن ناشناخت او را زیان ندارد جلال الدین محمد مولویبهر صورتها مکش چندین زحیربیصداع صورتی معنی بگیر
- بخش ۱۷۲ - گفتن امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه با قرین خود کی چون خدو انداختی در روی من نفس من جنبید و اخلاص عمل نماند مانع کشتن تو آن شد جلال الدین محمد مولویتیغ حلم از تیغ آهن تیزتربل ز صد لشکر ظفر انگیزتر
- بخش ۱۳۲ - در بیان آنک دوزخ گوید کی قنطرهٔ صراط بر سر اوست ای مؤمن از صراط زودتر بگذر زود بشتاب تا عظمت نور تو آتش ما را نکشد جز یا مؤمن فان نورک اطفاء ناری جلال الدین محمد مولویور بگویی ور بکوشی صد هزارهست بیگار و نگردد آشکار
- بخش ۲۱ - تفسیر این حدیث کی مثل امتی کمثل سفینة نوح من تمسک بها نجا و من تخلف عنها غرق جلال الدین محمد مولویگر بباری گوهرت صد تا شودجامدت بیننده و گویا شود
- بخش ۱۱۷ - در بیان آنک جنبیدن هر کسی از آنجا کی ویست هر کس را از چنبرهٔ وجود خود بیند تابهٔ کبود آفتاب را کبود نماید و سرخ سرخ نماید چون تابهها از رنگها بیرون آید سپید شود از همه تابههای دیگر او راستگوتر باشد و امام باشد جلال الدین محمد مولویدید صدیقش بگفت ای آفتابنی ز شرقی نی ز غربی خوش بتاب
- بخش ۸۳ - جواب گفتن مسلمان آنچ دید به یارانش جهود و ترسا و حسرت خوردن ایشان جلال الدین محمد مولویپس بگفتندش که والله خوابِ راستتو بدیدی وین به از صد خواب ماست
- بخش ۱۲ - عرضه کردن مصطفی علیهالسلام شهادت را بر مهمان خویش جلال الدین محمد مولویاین که تو کردی دو صد مادر نکردعیسی از افسونش با عازَر نکرد
