جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۷۱۶ نتیجه برای «سخن» · صفحهٔ ۳۹۵ از ۴۷۷
- بخش ۱۹ - در احوال لیلی نظامی گنجویلیلی که چنان ملاحتی داشتدر نظم سخن فصاحتی داشت
- بخش ۱۳ - افسانهٔ نانوای بینوا و توانگری وی به طالع پسر نظامی گنجویبسی نیک و بد مرد را کرد یادسخنها کزو گنج شاید گشاد
- بخش ۱۱۳ - جان دادن شیرین در دخمه خسرو نظامی گنجویسخن کهز قول آن پیر کهن نیستبرِ پیران وبال است، آن سخن نیست
- بخش ۱۸ - سگالش نمودن اسکندر بر جنگ دارا نظامی گنجویگزارشگر کارگاه سخنچنین گوید از موبدان کهن
- گفتار چهارم ناصرخسرو قبادیانی… بایع میکند گفته باشد که همین عالم خود قصد است و هم او خود مقصود و این سخن متناقض باشد و چون دانسته شد که قصد اندرین عالم مر آن عالم راست و مر آن قاصد را نیز عالم گفتیم بدان روی که قصد اندر چیزها چیزی تواند کردن که او را …
- بخش ۴۵ - صفت فتح خلیج ناصرخسرو قبادیانی… ید حلیله های آن دوخته آورده باشند در این روز خلیج که اگر صفت آن کننند سخن به طول انجامد. و آن روز لشکر سلطان همه برنشینند گروه گروه و فوج فوج، و هر قومی را نامی و کنیتی باشد گروهی را کتامیان گویند ایشان از قیروان در خدمت …
- بخش ۱۱۴ - صف نودم ناصرخسرو قبادیانی… پیامبران علیهم السلام و شرف ایشان ، از بهر آنک ایشان بهستی آوردند مر سخنان کردنده شایسته را که آن بمیان سخن گویان شناخته بود بکردند و سخن مردمان از آن حکمتها خالی بود . پس ایشان علیهم السلام فراز آوردند مر « سخن را بتوف …
- بخش ۵۴ - صف چهل و دوم ناصرخسرو قبادیانی… ند دور کشف خواند و خداوند گور عظیم نیز گویدش و از پیش آدم علیه السلام سخن گوید وز پس قیامت بگوید که چنین خواهد بودن بی معنی و برهانی، و چنین گوید که نفسهای تعلیمی به قوت تایید انبیاء علیهم السلام اندر عالم جسمانی قرار گر …
- شمارهٔ ۶ - در مدح جلال الدین شروان شاه اخستان خاقانی شروانیدر جهان مالک جهان سخنمادح حضرت مبارک توست
- شمارهٔ ۲۲۱ - در موعظه و حکمت و مرثیهٔ امام ناصر الدین ابراهیم خاقانی شروانیسخن گفتن به که ختم است میدانی و میپرسی؟فلک را بین که میگوید به خاقانی به خاقانی
- بخش ۲ - حکایت در تدبیر و تأخیر در سیاست سعدی شیرازیسخن گفت و دامان گوهر فشاندبه نطقی که شه آستین برفشاند
- بِسْمِ الله الرحْمنِ الرَّحِیمْ - رَبِّ تَّمِمْ بِالْخَیْرِ جلال الدین محمد مولویخَلقان صورت این سخن را گرفتهاند که: نشاید که عالِم به زیارت امیر آید تا از شرور عالمان نباشد. معنیش این نیست که پنداشتهاند، بلک معنیش اینست که: شرّ ِ عالمان آن کس باشد که او مدد از امرا گیرد و صلاح او و سداد او بواسطهٔ …
