جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۳۹۶ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۲۲۵ خاقانی شروانیزخم سنان تو را سپر کنم از دلتا تو بدانی که با تو راست چو تیرم
- رباعی شمارهٔ ۲۳۳ خاقانی شروانیبیآنکه بدی به جای آن مه کردمیا هیچ گنه نعوذبالله کردم
- رباعی شمارهٔ ۲۳۵ خاقانی شروانیدل دل طلبید از پی ره دلجویمبدرود کنان کرد گذر در کویم
- رباعی شمارهٔ ۲۳۷ خاقانی شروانینازی که جهان بسوزد آن او داردآهی که فلک بدرد آن من دارم
- شمارهٔ ۲۳۸ خاقانی شروانیدوستانم قطب و شمس و نجم و بوالبدر و شهابرفته و من چون سُها در گوشه تنها ماندهام
- رباعی شمارهٔ ۲۴۳ خاقانی شروانیبر من بدلی کرد به دل جانانمدل گردانی مکن که سرگردانم
- شمارهٔ ۲۴۳ - در مرثیهٔ رشید الدین فرزند خود خاقانی شروانیبماندم من و ماند عبدالمجیدیودیعت به یزدان پاکش سپردم
- شمارهٔ ۲۴۵ - در مرثیهٔ جمال الدین اصفهانی وزیر صاحب موصل و وحید الدین عموی خود خاقانی شروانیهنر بدرد ز دندان تیز سین سخادلم درید و بخائید گوشهٔ جگرم
- غزل شمارهٔ ۲۴۹ خاقانی شروانیدل بتان را دادم و شادم بدانکسگ به شاخ گلستان دربستهام
- شمارهٔ ۲۵۴ خاقانی شروانیچو کردم خانهٔ دل وقف مهرشخط مهر ابد بر در نویسم
- غزل شمارهٔ ۲۷۶ خاقانی شروانیای لاف زده ز عشق و دل دادهجان هم بده و به کوی او ره کن
- رباعی شمارهٔ ۲۷۷ خاقانی شروانیخاقانی را غم نو و درد کُهُنآورد بدین یک نفس و نیم سُخُن
