جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۰۳۹ نتیجه برای «آید» · صفحهٔ ۴ از ۵۰۴
- بخش ۱۵ - یاد کردن خوید و آنچه واجب آید درباره او خیام نیشابوری… رسد و بدو مثل زنند که چهل روز از انبار به انبار رسد، هر کجا بیندازی برآید و زودتر از همه دانهها بالد و جو است که هم دارو را و هم غذا را شاید و حکما و زهاد غذای خویش جو اختیار کردهاند و چنین گفتهاند که از خوردن وی خون …
- بخش ۱۱۴ - آمدن شیخ بعد از چندین سال از بیابان به شهر غزنین و زنبیل گردانیدن به اشارت غیبی و تفرقه کردن آنچ جمع آید بر فقرا هر که را جان عز لبیکست نامه بر نامه پیک بر پیکست چنانک روزن خانه باز باشد آفتاب و ماهتاب و باران و نامه و غیره منقطع نباشد جلال الدین محمد مولویبندگی کن تا شوی عاشق لعلبندگی کسبیست آید در عمل
- بخش ۱۱ - یاد کردن انگشتری و آنچه واجب آید درباره او خیام نیشابوری… علم، و انگشتری مر انگشت را چون علمست مر میان را، و میان با کمر نیکوتر آید، و انگشتری در انگشت بزرگان خبر را بود بر مروت تمام ورای قوی و عزیمت درست، چه هر کرا مروت تمام بود خویشتن را از مهر بی بهره ندارد، و چون برای قوی ب …
- بخش ۱۳۰ - جواب گفتن مؤمن سُنّی، کافر جبری را و در اثبات اختیار بنده دلیل گفتن سنّت راهی باشد کوفتهٔ اقدام انبیا علیهمالسلام بر یمین آن راه بیابان جبر کی خود را اختیار نبیند و امر و نهی را منکر شود و تاویل کند و از منکر شدن امر و نهی لازم آید انکار بهشت کی جزای مطیعان امرست و دوزخ جزای مخالفان امر و دیگر نگویم به چه انجامد کی العاقل تکفیه الاشاره و بر یسار آن راه بیابان قدرست کی قدرت خالق را مغلوب قدرت خلق داند و از آن آن فسادها زاید کی آن مغ جبری بر میشمرد جلال الدین محمد مولویاختیاری هست در ما ناپدیدچون دو مطلب دید آید در مزید
- بخش ۲۶ - یاد کردن قلم و خاصیت او و آنچه واجب آید درباره او خیام نیشابوری… د، و قلم ملک ضبط کرد و حد سیاست نگاه داشت، و فعل این هر دو از هنر دست آید. (و) عاقله حواس پنج اند: سمع و بصر و شم و ذوق و لمس، و مدار این پنج بر سر است که چون روح است مر کالبد را، پس تاج فرمودند و بر سر نهادند، و گوشوار …
- بخش ۱۹ - یاد کردن شمشیر و آنچه واجب آید درباره او خیام نیشابوری… و بیم و اومید به شمشیر باز بسته است، چه یکی به آهن بکوشد تا امیدش بر آید، و یکی از آهن بگریزد تا بیمش نگهبان او شود، و تاج بر سر ملوک که میایستد به آهن میایستد، و گنجشان که پر میشود به آهن میشود، و ایزد تعالی منفعت …
- رباعی شمارهٔ ۱۶ حافظ شیرازیاین گل ز بر همنفسی میآیدشادی به دلم از او بسی میآید
- شمارهٔ ۶۴ حافظ شیرازیز دل بر آمدم و کار بر نمیآیدز خود برون شدم یار در نمیآید
- حکایت شمارهٔ ۱ سعدی شیرازییکی را از دوستان گفتم: امتناع سخن گفتنم به علّتِ آن اختیار آمده است در غالبِ اوقات، که در سخنْ نیک و بد اتّفاق افتد و دیدهٔ دشمنان جز بر بدی نمیآید. گفت: دشمن آن به که نیکی نبیند.
- حکمت شمارهٔ ۱۱ سعدی شیرازیدشمنی ضعیف که در طاعت آید و دوستی نماید، مقصود وی جز آن نیست که دشمنی قوی گردد و گفتهاند: بر دوستی دوستان اعتماد نیست تا به تملق دشمنان چه رسد و هر که دشمن کوچک را حقیر میدارد، بدان ماند که آتش اندک را مهمل میگذارد.
- حکمت شمارهٔ ۱۴ سعدی شیرازیچون در امضای کاری متردد باشی آن طرف اختیار کن که بی آزارتر بر آید.
- قطعه شمارهٔ ۱۸ - سیه گلیم سعدی شیرازیبر آن گلیم سیاهم حسد همی آیدکه هست در بر سیمین چون صنوبر او
