جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۴۰۸ از ۴۲۱
- شمارهٔ ۳ - رسالهٔ نصیحة الملوک [۷۶-۱۵۱] سعدی شیرازی۸۲. فردای قیامت همه کس بترسند مگر آن که امروز از خدای بترسد و آزار دل مردمان نخواهد.
- دیباچه سعدی شیرازیگر کسی وصف او ز من پرسدبیدل از بینشان چه گوید باز؟
- فصل چهاردهم - در آدمی عشقی و دردی و خارخاری و تقاضایی هست جلال الدین محمد مولوی… ن آری آن ملک تو گردد. مادام که در کوزه و یا خم است کس را دران تصرّف نرسد، هرک ازان خم ببرد بیاذن تو، غاصب باشد. اماّ باز چون به دریا ریخته شد بر جمله حلال گردد و از ملک تو بیرون آید. پس مال ما بر ایشان حرام است و مال ای …
- بخش ۱۴ ابوالقاسم فردوسیچو پرسدت با او سخن نرمگویسخنهای با شرم و بازرم گوی
- بخش ۵ ابوالقاسم فردوسیکه پرسد که این جنگجویان کیندازین تاختن ساخته بر چیند
- بخش ۸ ابوالقاسم فردوسیچو طوس سپهبد رسد پیش توبسازد چو باید کم و بیش تو
- بخش ۲ - آغاز کتاب نوروز نامه خیام نیشابوری… گام که فرمان فرستاد که ثبات بر گیرد تا تابش و منفعت او به همه چیزها برسد، آفتاب از سر حمل برفت و آسمان او را بگردانید و تاریکی از روشنایی جدا گشت و شب و روز پدیدار شد و آن آغازی شد مر تاریخ این جهان را. و پس از آن به هزا …
- بخش ۴۶ - ذکر بوعثمان حیری قدس الله روحه العزیز عطار نیشابوری… م و آن را کار فرماید نور آن به آخر عمر در دل او پدید آید ونفع آن بدو رسد و هرکه ازو آن سخن بشنود او را سود دارد و هر که چیزی شنود از علم ایشان و بدان کار نکند حکایتی بود که یاد گرفت روزی چند برآید فراموش شود.
- بخش ۲۲ - ذکر ابوسلیمان دارائی قدس الله روحه عطار نیشابوریو گفت: هرگز بنده تواضع نکند تا وقتی که نفس خویش را نداند، و هرگز زهد نکند تا نشناسد که دنیا هیچ نیست و زهد آن است که هرچه تو را از حق تعالی باز دارد ترک آن کنی.
- بخش ۱۵ - آغاز داستان عطار نیشابوریتو هم ای مرد مرده باش از پیشکه تا حلوا رسد از تو به درویش
- بخش ۲۷ - نشستن بهرام روز یکشنبه در گنبد زرد و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم دوم نظامی گنجویگفت وقتی چو زهره در تسدیسبا سلیمان نشسته بُد بلقیس
- بخش ۲۷ - صف بیست و یکم ناصرخسرو قبادیانی… مانی است. پس گوییم که آنچ زیر زمان است از موجودات هم کاین است و هم فاسد، اعنی هست شونده است و نیست شونده، از بهر آنک اندر جایگاه بودش و نابودش است، و آنچ با زمان برابر است از موجودات کائن است و لکن فاسد نیست، و آن افلاک …
