جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۰۳۹ نتیجه برای «آید» · صفحهٔ ۴۱۱ از ۵۰۴
- بخش ۲۹ - نشستن بهرام روز سهشنبه در گنبد سرخ و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم چهارم نظامی گنجویهر چه فرهنگ را به کار آیدوآدمیزاد را بیاراید
- بخش ۴۳ - سگالش خاقان در پاسخ اسکندر نظامی گنجویگر آید خریداری از دوردستکه با کان گوهر شود همنشست
- بخش ۲۱ - قول بیستم- اندر آنکه چرا خدای عالم (را) پیش از آنکه آفرید، نیافرید ناصرخسرو قبادیانی… ر بدان کرد که حکمت اندر آن بود، از بهر آنکه همان کار که به هنگامی نیک آید، به دیگر هنگام بد آید.
- فصل بیست وپنجم - فرمود لطفهای شما و سعیهای شما و تربیتها که میکنید جلال الدین محمد مولوی… ی آن لفظ فهم میکند، او را چه خبر و های های باشد. سخن به قدر مستمع میآید (چون او نکِشد حکمت نیز برون نیاید چندانک میکشد و مُغذّی میگردد حکمت فرو میآید واگرنه گوید ای عجب چرا سخن نمیآید) جوابش گوید « ای عجب چرا نمیک …
- بخش ۱۸ ابوالقاسم فردوسیکنون شیرمردی به کار آیدتکه با دشمنان کارزار آیدت
- بخش ۱۰ ابوالقاسم فردوسیهمه رازها بر تو باید گشادبه ژرفی ببین تا چه آیدت یاد
- بخش ۵ ابوالقاسم فردوسیچو مهمان به خوان تو آید ز دورتو دشنام سازی به هنگام سور
- بخش ۲۷ - نامه نوشتن گل به خسرو در فراق و ناخوشی عطار نیشابوریچه خیزد از چنین دل جز ملامتچه آید از چنین دل جز ندامت
- بخش ۷۸ - در حق بینی و آداب بجای آوردن فرماید عطار نیشابوریاگر نقّاش بشناسی ز دیدارهموآید ترا اینجا خریدار
- بخش ۲۹ - ذکر سری سقطی قدس الله روحه عطار نیشابوریو گفت: «خواهم که آن چه بر دل مردمان است بر دل من استی از اندوه. تا ایشان فارغ بودندی از اندوه». و گفت: «اگر برادری به نزدیک من آید و من دست به محاسن فرود آرم, ترسم که نامم را در جریدهٔ منافقان ثبت کنند».
- بخش ۱۷ - قول شانزدهم- اندر مبدع حق سبحانه و مبدع ناصرخسرو قبادیانی… باشد و از او جدا نشود، جفت کرده باشد و مر جفت کرده را جفت کننده لازم آید. و آن جفت کننده که مر علت را با معلول جفت کند، عالی باشد و او فرد احد صمد باشد بی هیچ پیوستگی که مر چیزی را با او باشد، بدانچه مبدع از او اثر باشد …
- مناجات جلال الدین محمد مولوی… از را با حضرت بینیاز فرستاده بودند تا آن عنقای عالم غیب به آواز «قل» آید و آن هزار دستان بوستان معرفت به شاخ گل آید و نوای عاشقانه بسراید و مراد دین و دنیا برآید. مهتر عالم، سر دُرج دُر اسرار بگشاد و این لفظ بر نطع بازر …
