جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸۵۸ نتیجه برای «چند» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۴۲ از ۷۲
- بخش ۷۹ - قصهٔ «سُبْحانی، ما اَعْظَمَ شَأْنی» گفتن ابویزید قدّس الله سرّه و اعتراض مریدان و جواب این مر ایشان را نه به طریق گفت زبان بلک از راه عیان جلال الدین محمد مولوینیست اندر جبّهام الّا خداچند جویی بر زمین و بر سما
- هفدهم جلال الدین محمد مولویچند صورتهاست پنداری که اوستتا رسی اندر جمال ذوالجلال
- بخش ۱۳۴ - باقی قصهٔ موسی علیهالسلام جلال الدین محمد مولویچند روزی سیر خوردند از عطاآن دمی و آدمی و چارپا
- فصل چهارم - گفت که این چه لطف است که مولانا تشریف فرمود جلال الدین محمد مولویکه این از جملهٔ آن است که شما را همّتی عالیست هر چند که شما را مرتبهٔ عزیزست و بزرگ و به کارهای خطیر و بلند مشغولید از علو همّت، خود را قاصر میبینید و بدان راضی نیستید و بر خود چیزهای بسیار لازم میدانید. اگرچه ما را د …
- فصل سی و نهم - سؤال کرد جوهر خادم سلطان که به وقت زندگی جلال الدین محمد مولوی… ف میکنی. این رد و قبول و بحث باطن ترا هیچ کس میشنود؟ آنجا آلتی نی هرچند گوش داری از اندرون به گوش تو بانگی نمیآید. اگر اندرون بجویی هیچ گوینده نیابی، این آمدن تو به زیارت عین سؤال است بیکام و زبان که «ما را راهی بنما …
- بخش ۱۰ - جمع آمدن اهل آفت هر صباحی بر در صومعهٔ عیسی علیه السلام جهت طلب شفا به دعای او جلال الدین محمد مولویچند آن لنگی تو رهوار شدچند جانت بی غم و آزار شد
- بخش ۱۶۶ - جواب حمزه مر خلق را جلال الدین محمد مولویسوی آن مرغابیان رو روز چندتا ترا در آب حیوانی کشند
- بخش ۱۲۵ - مکرر کردن برادران پند دادن بزرگین را و تاب ناآوردن او آن پند را و در رمیدن او ازیشان شیدا و بیخود رفتن و خود را در بارگاه پادشاه انداختن بیدستوری خواستن لیک از فرط عشق و محبت نه از گستاخی و لاابالی الی آخره جلال الدین محمد مولویبیست چندان ملک کو شد زان بریبخشمش اینجا و ما خود بر سری
- هجدهم جلال الدین محمد مولویچند هزار همچو او بندهٔ خاص پاک خوهردم میرسیدشان بار و خفیر از درم »
- بخش ۱۴ - مناظرهٔ مرغ با صیاد در ترهب و در معنی ترهبی کی مصطفی علیهالسلام نهی کرد از آن امت خود را کی لا رهبانیة فی الاسلام جلال الدین محمد مولویچند سیخ و چند چوب افزون خوردتا که تنها آن بیابان را برد
- بخش ۹۸ - در بیان این حدیث کی ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لها جلال الدین محمد مولویدوش دیگر لون این میداد دستلقمهٔ چندی درآمد ره ببست
- فصل شصت و یکم - بعضی گفتهاند: «محبّت موجب خدمت است» و این چنين نیست جلال الدین محمد مولوی… موزهٔ دست و پای دیگرست. میگویند فلان زیردست فلانست و فلان را دست به چندین میرسد و فلان را سخن دست میدهد قطعاً غرض از آن دست و پا این دست و پا نیست، آن امیر آمد و ما را گرد کرد و خود رفت، همچنانکه زنبور موم را با عسل …
