جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۹۶۴ نتیجه برای «زیر» · صفحهٔ ۴۳۹ از ۴۹۷
- بخش ۲۱۷ - تفسیر این آیت کی ان تستفتحوا فقد جائکم الفتح ایهای طاعنان میگفتید کی از ما و محمد علیه السلام آنک حق است فتح و نصرتش ده و این بدان میگفتید تا گمان آید کی شما طالب حقاید بی غرض اکنون محمد را نصرت دادیم تا صاحب حق را ببینید جلال الدین محمد مولویزانک بخت نیک او را در شکستداد صد شادی پنهان زیردست
- بخش ۱۴ - تلبیس وزیر با نصاری جلال الدین محمد مولویپس بگویم من به سِر نصرانی امای خدای رازدان ،میدانی ام
- بخش ۸۶ - قصهٔ آن مرغ گرفته کی وصیت کرد کی بر گذشته پشیمانی مخور تدارک وقت اندیش و روزگار مبر در پشیمانی جلال الدین محمد مولویهل مرا تا که سه پندت بر دهمتا بدانی زیرکم یا ابلهم
- بخش ۱۴۳ - حکایت امیر و غلامش کی نماز باره بود وانس عظیم داشت در نماز و مناجات با حق جلال الدین محمد مولویطاس و مندیل و گل از التون بگیرتا به گرمابه رویم ای ناگزیر
- بخش ۲۳ - کرامات و نور شیخ عبدالله مغربی قدس الله سره جلال الدین محمد مولویباز گفتی بعد یک دم سوی راستمیل کن زیرا که خاری پیش پاست
- بخش ۲۷ - در بیان آنک صفا و سادگی نفس مطمنه از فکرتها مشوش شود چنانک بر روی آینه چیزی نویسی یا نقش کنی اگر چه پاک کنی داغی بماند و نقصانی جلال الدین محمد مولویحد اعیان و عرض دانسته گیرحد خود را دان که نبود زین گزیر
- فصل شصت و سوم - هر علمی که آن به تحصیل و کسب در دنیا حاصل شود جلال الدین محمد مولوی… دانا خیالِ بنیادِ خانهای کرد و غیرمهندس هم خیال کرد؛ فرق عظیم باشد، زیرا خیال مهندس به حقیقت نزدیکتر است، همچنین که آن طرف در عالمِ حقایق و دید، از دید تا دید فرقهاست، مالانهایه. پس آنچ میگویند هفتصد پرده است از ظل …
- بخش ۱۱۰ - جستن آن درخت کی هر که میوهٔ آن درخت خورد نمیرد جلال الدین محمد مولویشهر شهر از بهر این مطلوب گشتنی جزیره ماند و نی کوه و نی دشت
- بخش ۳۱ - در بیان آنک عقل و روح در آب و گل محبوساند همچون هاروت و ماروت در چاه بابل جلال الدین محمد مولوینیم زیرش حیله بالا آن غضبچون ضعیف آتش که یابد او حطب
- بخش ۱۷۳ - دادن شاه گوهر را میان دیوان و مجمع به دست وزیر کی این چند ارزد و مبالغه کردن وزیر در قیمت او و فرمودن شاه او را کی اکنون این را بشکن و گفت وزیر کی این را چون بشکنم الی آخر القصه جلال الدین محمد مولویگوهری بیرون کشید او مستنیرپس نهادش زود در کف وزیر
- بخش ۴۶ ابوالقاسم فردوسیسر سال در پیش او شد دبیرخردمند موبد که بودش وزیر
- بخش ۳۷ ابوالقاسم فردوسیز کافور زیراندرش بستریکشیده ز دیبا برو چادری
