جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۴۴ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۹ جلال الدین محمد مولویگفتم بیا شاد آمدی دادم بده داد آمدیگفتا بدید و داد من کز بهر این کار آمدم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۰ جلال الدین محمد مولویآن جوز بیمغزی بود کو پوست بگزیده بوداو ذوق کی دیده بود از لوزی پیغامبرم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۰ جلال الدین محمد مولویمن مرغ لاهوتی بُدم، دیدی که ناسوتی شدمدامش ندیدم ناگهان، در وی گرفتار آمدم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۶ جلال الدین محمد مولویچنگ زن ای زهره من تا که بر این تنتن تنگوش بر این بانگ نهم دیده به دیدار روم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۳ جلال الدین محمد مولویآمدهام چو عقل و جان از همه دیدهها نهانتا سوی جان و دیدگان مشعلهٔ نظر برم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۴ جلال الدین محمد مولویدرخت و آتشی دیدم ندا آمد که جانانممرا می خواند آن آتش مگر موسی عمرانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۸ جلال الدین محمد مولویدلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستمکنون عزم لقا دارم من اینک رخت بربستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۱ جلال الدین محمد مولویچو دیدم داد و جود تو شدم محو وجود تویکی رنگی برآوردم که گویی باغ را وردم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۴ جلال الدین محمد مولویبگفتم عذر با دلبر که بیگه بود و ترسیدمجوابم داد کای زیرک بگاهت نیز هم دیدم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۸ جلال الدین محمد مولویهمه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازمکبوتر همچو من دیدی که من در جستن بازم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۶ جلال الدین محمد مولویزهی دریای بیساحل پر از ماهی درون دلچنین دریا ندیدستم چنین ماهی نمیدانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۷ جلال الدین محمد مولویفروبندید دستم را چو دریابید هستم رابه لشکرگاه فرعونی که من جاسوس سلطانم
