جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۴۷۱ از ۸۳۵
- بیست و یکم جلال الدین محمد مولویگفت: « خوش باش که بخشیمت صدجان دگرما کسی را به گزافه ز کجا آزردیم؟! »
- بخش ۹۸ - در بیان این حدیث کی ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لها جلال الدین محمد مولویاشترا تنگ گلی بر پشت تستکز نسیمش در تو صد گلزار رست
- بخش ۶۲ - قصهٔ اهل ضروان و حسد ایشان بر درویشان کی پدر ما از سلیمی اغلب دخل باغ را به مسکینان میداد چون انگور بودی عشر دادی و چون مویز و دوشاب شدی عشر دادی و چون حلوا و پالوده کردی عشر دادی و از قصیل عشر دادی و چون در خرمن میکوفتی از کفهٔ آمیخته عشر دادی و چون گندم از کاه جدا شدی عشر دادی و چون آرد کردی عشر دادی و چون خمیر کردی عشر دادی و چون نان کردی عشر دادی لاجرم حق تعالی در آن باغ و کشت برکتی نهاده بود کی همه اصحاب باغها محتاج او بدندی هم به میوه و هم به سیم و او محتاج هیچ کس نی ازیشان فرزندانشان خرج عشر میدیدند منکر و آن برکت را نمیدیدند همچون آن زن بدبخت که کدو را ندید و خر را دید جلال الدین محمد مولویدر دِه ضروان به نزدیک یمنشهره اندر صدقه و خلق حسن
- فصل شصت و یکم - بعضی گفتهاند: «محبّت موجب خدمت است» و این چنين نیست جلال الدین محمد مولوی… وقت که او را یاد آوری در آن شکلش و آن لباس خواهی تصوّر کردن، و اگرچه صد لباس گردانیده باشد. یکی انگشترییی در موضعی گم کرد اگرچه آن را از آنجا بردند، او گرد آن جای میگردد یعنی من اینجا گم کردهام چنانکه صاحب تعزیت گرد …
- بخش ۱۶ ابوالقاسم فردوسیهمانا که افگنده شد صد هزاربه گلزریون در یکی کارزار
- بخش ۲۷ ابوالقاسم فردوسیبه زال آنگهی گفت تا صد نژادبپرسی کس این را ندارد بیاد
- بخش ۸ ابوالقاسم فردوسیاگر خواهد از چین و ماچین سواربیابد برش نامور صد هزار
- بخش ۸ ابوالقاسم فردوسیازان صد شتر بار دینار کردصد اشتر ز گنج درم بار کرد
- بخش ۴۱ ابوالقاسم فردوسیچنان بد که یک روز دیدش سواراز ایران همان نیز صد نامدار
- بخش ۶۴ ابوالقاسم فردوسینخستین صد و شست بنداوسیکه پنداوسی خواندش پارسی
- بخش ۷۶ ابوالقاسم فردوسیچنین شاخ در گنج خسرو بدیبرین گونه هر سال صد نوبدی
- شمارهٔ ۴۲ - در مدح نواب ظفرخان صائبشکست پشت صدف تا لبت به حرف آمدیتیم کرده گفتار توست در ثمین
