جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۹۶۴ نتیجه برای «زیر» · صفحهٔ ۴۸۶ از ۴۹۷
- بخش ۱۵ - در توصیف شب و شناختن دل نظامی گنجویهست ز یاری همه را ناگزیرخاصه ز یاری که بود دستگیر
- بخش ۴۷ - رسیدن اسکندر به دشت قفچاق نظامی گنجویبیا ساقی آن باده بر دست گیرکه از خوردنش نیست کس را گزیر
- بخش ۱۲۸ - جواب ناصرخسرو قبادیانی… است و بی نیازند باو بدانستن ، هر چند که دانش جزیی به دانش کلی نرسد ، زیرا که دو تن باشند که یکی از ایشان هزار درم دارد و دیگر یک درم دارد اندران روی که هر دو تن را ملک است انباران باشند پس آفریدگان به عقل ماننده اند ، و …
- بخش ۸۸ - جواب ناصرخسرو قبادیانی… در ما از بهر آنک چون ما مرو را بدانستیم حال ما دیگر شد از آنچ بود ، ازیرا که نادان که دانا شود چنان باشد که مرده زنده شود ، و بزرگ حال گشتی باشد مرده زنده شدن ، و عقل کلی تا بدر یافتن ما مرورا دیگر حالی نپذیرفت ، بلک او …
- بخش ۶۰ - صفت مسجد الحرام و بیت کعبه ناصرخسرو قبادیانی… اما دیوار مسجد قائمه نیست و رکنها در مالیده است تا به مدوری مایل است زیرا که چون در مسجد نماز کنند از همه جوانب روی به خانه باید کرد، و آن جا که مسجد طولانی تر است از باب الندوه که سوی شمال است تا به باب بنی هاشم چهارصد …
- شمارهٔ ۱۴۹ - هنگام حبس در عزلت و قناعت و تخلص به مدح خاتم انبیاء خاقانی شروانیاز هزل و جد چو طفل بنگزیردم که دستگاهی به لوح و گه به فلاخن درآورم
- شمارهٔ ۵ - در تربیت یکی از ملوک گوید سعدی شیرازی… د رعیت متصور نمیشود. گفتار پیران جهاندیده بشنود، و بر اطفال و زنان و زیردستان ببخشاید، و بازرگانان و مسافران را نگاه دارد، و زیانزدگان را دستگیری کنند، و مردم بد را نیابت ندهد که دعای بد بدو تنها نکنند، و سخن صاحب غرض …
- فصل پنجاه و هشتم - گفت که آن منجّم میگوید که غيرافلاک جلال الدین محمد مولوی… نیست و اگر هست بنمایید که کجاست؟» فرمود که آن سؤال فاسد است از ابتدا، زیرا میگویی که «بنمایید که کجاست؟» و آنرا خود جای نیست و بعد از آن بیا بگو که اعتراض تو از کجاست؟ و در چه جای است؟ در زبان نیست و در دهان نیست! در …
- بخش ۷۳ - فیما یرجی من رحمة الله تعالی معطی النعم قبل استحقاقها و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا و رب بعد یورث قربا و رب معصیة میمونة و رب سعادة تاتی من حیث یرجی النقم لیعلم ان الله یبدل سیاتهم حسنات جلال الدین محمد مولویپس روان گردد به زندان سعیرکه نباشد خار را ز آتش گزیر
- بیست و هشتم جلال الدین محمد مولویای عشق میکن حکم مر، ما را ز غیر خود ببرای لا، مرا بردار کن، زیرا به اِلّا میکشی
- فصل دوم - گفت که شب و روز، دل و جانم به خدمت است جلال الدین محمد مولویگفت که «شب و روز دل و جانم به خدمت است و از مشغولیها و کارهای مغول به خدمت نمیتوانم رسیدن.» فرمود که «این کارها هم کار حق است زیرا سبب امن و امان مسلمانیست خود را فدا کردهاید به مال و تن تا دل ایشان را
- بخش ۶۹ ابوالقاسم فردوسیهرآنکس که دهقان بد و زیردستورا میش سر بود جای نشست
