جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۹۶۴ نتیجه برای «زیر» · صفحهٔ ۴۹۰ از ۴۹۷
- فصل چهل و یکم - این کسانی که تحصیلها کردند و در تحصیلند میپندارند که اگر اینجا ملازمت کنند علم را فراموش کنند جلال الدین محمد مولوی… ی علیهاسلام سخن گفت. آخر با حرف و صوت سخن نگفت و به کام و زبان نگفت، زیرا حرف را کام و لبی میباید تا حرف ظاهر شود. تعالی و تقدّس او منزّه است از لب و دهان و کام. پس انبیا را در عالم بیحرف و صوت، گفت و شنود است با حق، …
- فصل شانزدهم - نایب گفت که پیش از این کافران بت را میپرستیدند جلال الدین محمد مولوی… نیست پیوسته روی به آینه آوردهاند و آینه را برای آینگی دوست میدارند زیرا که در آینه جمال خوب میبینند از آینه ملول نمیگردند امّا آنکس که روی زشت و معیوب دارد در آینه زشتی میبیند زود آینه را میگرداند و طالب آن جواهر …
- بخش ۹۷ - در اثبات ذات کل در خلاصۀ آدمیان فرماید عطار نیشابوریصدف داری تو و جوهر ندیدیبزیر ابر ماه و خور ندیدی
- بخش ۹۸ - در نصیحت کردن سالک دردمند و در مراقبت احوال خود کردن فرماید عطار نیشابوریشوی چون رهبران این جزیرهممان مانند بُز در این خطیره
- بخش ۲۸ - ویران کردن اسکندر آتشکدههای ایران زمین را نظامی گنجویبه چارهگری زیرک هوشمندفسون فساینده را کرد بند
- بخش ۳۳ - آگاهی بهرام از لشکرکشی خاقان چین بار دوم نظامی گنجویجز وزیری که خانه بودش و گنجحاصل کس نبود جز غم و رنج
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۲ ناصرخسرو قبادیانیجویندهٔ این جوهر را دست چهار استاز تیر و زمستان و ز نیسان و حزیران
- بخش ۳ - قصیده احمد بن حسن جرجانی ناصرخسرو قبادیانیازل همیشه و دیمومت و خلود و ا بدمیان هر یک چون فرق کرد زیرک سار؟
- فصل سوم جلال الدین محمد مولوی… شناسد و مدح من کند؟! اگر او مرا به سخن شناخته است پس مرا نشناخته است، زیرا که این سخن نماند و این حرف و صوت نماند و این لب و دهان نماند، این همه عرض است و اگر به فعل شناخت همچنین و اگر ذات من شناخته است آنگه دانم که او م …
- یازدهم جلال الدین محمد مولویچه فضل و علم گرد آرم؟ چو رو در عشق او آرمبه بصره چو کشم خرما؟! به کرمان چون برم زیره ؟
- بخش ۱۳ ابوالقاسم فردوسیچو از پیش خسرو برون شد هجیرسپهبد همی رای زد با وزیر
- بخش ۳۳ - ذکر ابوتراب نخشبی قدس الله روحه عطار نیشابوریو یک بار مریدان گفتند: گزیر نیست از قوت شیخ.
