جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۱٬۹۴۲ نتیجه برای «گل» · صفحهٔ ۵۰۸ از ۹۹۶
- بخش ۱۴ - معارضه حکیم و لئیمی که صورت این چون سیرت آن آراسته بود و صورت آن چو سیرت این ناپیراسته جامیبدین شکل ناخوش ز حکمت ملافندیده کس از تیرهگل آب صاف
- بخش ۳۱ - اشارت به قربات اربع که مراتب ولایت است یعنی قرب نوافل و قرب فرایض و مقام جمع الجمع که مرتبه قاب قوسین است و مقام جمع احدیت که مرتبه اؤ ادنی است و خاصه پیغمبر ماست صلی الله علیه و سلم و کمل ورثه وی جامینیست امکان جمال حق دیدنگل ز باغ شهود حق چیدن
- بخش ۹۶ - در بیان آنکه حکم لعنت مخصوص به تالیان قرآن نیست بلکه هر عملی ناشی از عجب و ریا و سایر محبطات عمل می شود از این قبیل است جامیحول و قوت ز فضل حق بینیگل حکمت ز باغ حق چینی
- بخش ۲۸ - حکایت سنجر و بخشیدن منقل پر لعل و گوهر جامیاهل مجلس چو از وی آن دیدندهمچو گل از شگفت خندیدند
- بخش ۶۸ - حکایت آن کنیزک و غلام که بر کنار دجله دست از زندگانی خود شستند و به غرقه شدن در آب از خشک لبی ساحل فراق خلاصی جستند جامیعکس گلگونه رخسارش گلبنده حلقه زلفش سنبل
- بخش ۷۵ - در بیان آنکه نشئه ملکیه ادراک این معنی نمی کرد و لهذا زبان طعن بر آدم علیه السلام گشادند و بر وی به فساد و سفلک گواهی دادند جامیز آب و گل صورتی برانگیزیکاید از وی فساد و خونریزی
- بخش ۲۴ - اشارت به آنکه تعلق خاطر طالبان راه حق که به آثار کونیه و تأمل در آن و توسل به آن در معرفت ذات و صفات حق سبحانه از این قبیل است جامیگل توحید بی شکی چیدهپرده و پردگی یکی دیده
- بخش ۵۷ - حکایت عاشقی که در حضور معشوق به قصد دیگری دیده گشاد و بدان کج نظری از نظر معشوق افتاد جامیچون گل خندان ز دم او شکفتغنچه نوشین شکفانید و گفت
- بخش ۲۶ - حکایت اعراض پدر حکیم از تربیت پسر لئیم جامیبگفتا گل او ز کان من استولی جان او نی ز جان من است
- بخش ۳ - در بیان آنکه حقیقت حضرت حق سبحانه و تعالی هستی ساذج است و وجود مطلق جامیکل در او عین اوست او در کلعین کل همچو آب اندر گل
- بخش ۷۶ - عقد بیست و سیم در حیا که محافظت ظاهر و باطن است از مخالفت احکام الهی به سبب مراقبه نظر حق سبحانه و تعالی جامیخوی که بر رخ ز حیا دارد گلزان بسی نشو و نما دارد گل
- بخش ۵۵ - عزیمت کردن معتمر و عیینه به جانب مسجد احزاب در طلب ریا جامیچو سمن تازه و چو گل بویاستنام او از معطری ریاست
