جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۵۱ از ۶۴۷
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۸ بیدل دهلویز هستی قطعکن گر میل راحت در نمود آمدچو حیرت صاف ما در دست تا مژگان فرود آمد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۳ بیدل دهلویشبم آهی ز دل در حسرت قاتل برون آمدسرش از ید بالافشانتر از بسمل برون آمد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۴ بیدل دهلویفالی از داغ زدم دل چمنآیین آمدورق لاله به یک نقطه چه رنگین آمد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۵ بیدل دهلویگل به سر، جام به کف، آن چمن آیین آمدمیکشان مژده، بهار آمد و رنگین آمد
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۸ بیدل دهلویپیری آمد ماند عشرتها ز انداز بلندسرنگون شد شیشه، قلقلکرد پرواز بلند
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۸ بیدل دهلویپیری آمد، گشت چشم از گریهام کمکم سپیدصبحِ عجز آماده دندان کرد از شبنم سپید
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۱ بیدل دهلویشب زندگی سر آمد به نفسشماری آخربه هوا رساند خاکم سحر انتظاری آخر
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۶ بیدل دهلوینیست بیشور حوادث آمد و رفت نفسکاروان موج دارد از شکست خود جرس
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۹ بیدل دهلویباز آمد در چمن یاد از صفیر بلبلیرنگگل، طرف عذاری بویسنبلکاکلی
- بخش ۱۶ - حران ناصرخسرو قبادیانیو از شهر آمد به حران دو راهست، یکی را هیچ آبادانی نیست و آن چهل فرسنگست، و بر راهی دیگر آبادانی و دیه های بسیارست و بیشتر اهل آن نصاری باشد و آن شصت فرسنگ باشد. ما با کاروان به راه آبادانی شدیم. صحرایی به غایت هموار بود، …
- شمارهٔ ۲۱ - مطلع سوم خاقانی شروانیصبح دمان دوش خضر بر درم آمد به تابکرد به آواز نرم صبحک الله خطاب
- غزل شمارهٔ ۹۰ خاقانی شروانیدولتِ عشقِ تو آمد عالمِ جان تازه کردعقل، کافر بود آن رُخ دید و ایمان تازه کرد
