جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۵۱۶ از ۸۳۵
- بخش ۴ - پادشاهی بلاش پیروز چهار سال بود ابوالقاسم فردوسیفراز آمدش تیغزن صد هزارهمه جنگجوی از در کارزار
- بخش ۴۴ - رشك حسنا در كار گل و قصد كردن عطار نیشابوریگهی با گل می گلفام خوردیگهی صد بوسه از گل وام کردی
- بخش ۳۲ - ذکر احمد خضرویه قدس الله روحه العزیز عطار نیشابوری… داد. فاطمه ترک شغل دنیا بگفت و بحکم عزلت با احمد بیارامید تا احمد را قصد زیارت بایزید افتاد. فاطمه باوی برفت چون پیش بایزید اندر آمدند، فاطمه نقاب از روی برداشت و با ابو یزید سخن میگفت احمد از آن متغیر شد و غیرتی بر دلش …
- بخش ۷۶ - در سؤال کردن کسی از منصور حلّاج در سرّ دوستی حق تعالی و جواب گفتن او با تمام فرماید عطار نیشابوریتو چون مردان ره عین فنا شواگر باشد میان صد بلا شو
- بخش ۵۲ - از سر گرفتن قصّه عطار نیشابوریندانستند یک تن کان چه رایستکجا خواهند شد مقصد کجایست
- بخش ۴۶ - حکایت در وقت پیر گوید عطار نیشابوریکنونم پرده اینجاگه حجابستاز آنم با تو اینجا صد عنانست
- بخش ۵ - در تمثیل عیاران بغداد و خراسان فرماید عطار نیشابوریبگفتار عجایب در پریدمازو مقصود صد معنی بدیدم
- بخش ۴۱ - مراد طلبیدن خسرو از شیرین و مانع شدن او نظامی گنجویچو بازرگان صد خروار قندیچه باشد گر به تنگی در نبندی؟
- شمارهٔ ۱۱ - قصیدهٔ جلاء الروح در جواب قصیدهٔ مرآت الصفا یا بحرالابرار یا قصیدهٔ شینیهٔ خاقانی جامیتصور کی توان کرد از کسی تصدیق این معنیاگر نبود معرف کشف و حجت ذوق و وجدانش
- بخش ۱۱۶ - صف نود و دوم ناصرخسرو قبادیانی… ه بیرون آید همه شیرین خوشبوی نیک رنگ نباشد ، بل بر درخت مر یکی بار را صد برگ باشد که شکل مانند بار دارد و لکن به مزه و بوی چون بار نباشد . پس گوئیم که چون نفس قدسی ببنده بدان نفس یی از بندگان خدای پیوسته شود آن بنده مر …
- بخش ۳۳ - مسجد قدس و جوانب آن ناصرخسرو قبادیانی… ده است و نتوانسته که آن را به پوشش درآورند. این دکان اساس نهادهاند سیصد و سی ارش در سیصد ارش ارتفاع آن دوازده گز، صحن آن هموار نیکو به سنگ رخام و دیوار هاش همچنین. درزهای آن به ارزیز گرفته و چهارسوی آن به تخته سنگ های ر …
- شمارهٔ ۲ - در مدح خاقان اعظم جلال الدین شروان شاه اخستان خاقانی شروانیدر سیزده ساعت شب صد نافله کردهستیبا چارده مه فرضی بگزار به صبح اندر
