جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۵۲۸ از ۸۳۵
- بخش ۱۱ - ذکر ابراهیم بن ادهم رحمة الله علیه عطار نیشابوری… ده لطف و کرم، پیر وقت ابراهیم بن ادهم رحمة الله علیه، متقی وقت بود، و صدیق دولت بود، و حجت و برهان روزگار بود، و در انواع معاملات ملت و اصناف حقایق حظی تمام داشت، و مقبول همه بود و بسی مشایخ را دیده بود و با امام ابوحنیف …
- ترجیع بند بیدل دهلویوحدتِ صِرف جوشِ کثرت زدخامشی شد به دل به رنگِ صدا
- بخش ۱۷ - دیدن گل هرمز را در باغ و عاشق شدن عطار نیشابوریکمند عنبرینش خم گرفتهگل صد برگ او شبنم گرفته
- بخش ۲۹ - در هدایت یافتن در شریعت فرماید عطار نیشابوریبراه شرع احمد راز دیدمحق الحق در یکی صدر از دیدم
- بخش ۲۳ - قول بیست و دوم- اندر چرایی پیوستن نفس به جسم ناصرخسرو قبادیانی… ا متقبلین یطوف علیهم ولدن مخلدون باکواب و اباریق و کاس من معین لا یصدعون عنهاو لا ینزفون و فکهه مما یتخیرون و لحم طیر مما یشتهون و حور عین کامثل اللو لو المکنون جزاء بما کانوا یعملون) ، و دیگر جای همی گوید: شما ر …
- بخش ۲۰ - هم در عیان و بیچونی ذات و تحقیق صفات گوید عطار نیشابوریز تو منصور این عزّ و شرف دیدحققت جوهر تو در صدف دید
- بخش ۵ - رزم خاقان چین با هیتالیان ابوالقاسم فردوسینبشتند برسان ارژنگ چینسوی شاه با صد هزار آفرین
- بخش ۲۳ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه) عطار نیشابوریسخن کز درد میآید عیانستدر آن مرنکته صد راز نهان است
- بخش ۴۲ - ذکر جنید بغدادی قدس اللّه روحه العزیز عطار نیشابوری… ود که سری او را به حج برد و در مسجد حرام مسئله شکر میرفت در میان چهارصد پیر چهارصد قول بگفتند در شرح بیان شکر هر کسی قولی سری با جنید گفت: تونیز چیزی گوی گفت: شکر آنست که نعمتی که خدای ترا داده باشد بدان نعمت دروی عاصی …
- بخش ۲۱ - تمامی اشیا از یک نور واحدند عطار نیشابوریکنندت قصد جان تا خوش بدانیز من بشنو یقین راز نهانی
- بخش ۲۲ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه) عطار نیشابوریکمالت کی بیابد عقل اینجااگرچه میکند صد نقل اینجا
- بخش ۷۸ - ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی عطار نیشابوری… وازی آمد ای ابوالحسن آنچه مرا دادهاند از برکات تو بود شیخ گفت: تو به صدد و سی و اند سال پیش از من بودی گفت: بلی و لکن چون به خرقان گذر کردمی نوری دیدمی که از خرقان به آسمان برمیشدی و سی سال بود تا به خداوند به حاجتی در …
