جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۵۶ از ۱٬۹۵۷
- بخش ۶۵ - تب و تاب دل از سوز غم تست اقبال لاهوریتب و تاب دل از سوز غم تستنوای من ز تاثیر دم تست
- بخش ۲۴۴ - در جهان دل ما دور قمر پیدا نیست اقبال لاهوریدر جهان دل ما دور قمر پیدا نیستانقلابیست ولی شام و سحر پیدا نیست
- بخش ۲۴ - به کویش رهسپاری ای دل ای دل اقبال لاهوریبه کویش رهسپاری ای دل ای دلمرا تنها گذاری ای دل ای دل
- بخش ۲۱۲ - بخاک ما دلی ، در دل غمی هست اقبال لاهوریبخاک ما دلی ، در دل غمی هستهنوز این کهنه شاخی را نمی هست
- بخش ۶۷ - دریافتن طبیبان الهی امراض دین و دل را در سیمای مرید و بیگانه و لحن گفتار او و رنگ چشم او و بی این همه نیز از راه دل کی انهم جواسیس القلوب فجالسوهم بالصدق جلال الدین محمد مولویاین طبیبان بدن دانشورندبر سقام تو ز تو واقفترند
- بخش ۸۷ - تفسیر قول فریدالدین عطار قدس الله روحه تو صاحب نفسی ای غافل میان خاک خون میخور که صاحبدل اگر زهری خورد آن انگبین باشد جلال الدین محمد مولویصاحب دل را ندارد آن زیانگر خورد او زهر قاتل را عیان
- بخش ۳۵ - بقیهٔ قصهٔ اهل سبا و نصیحت و ارشاد سلیمان علیهالسلام آل بلقیس را هر یکی را اندر خور خود و مشکلات دین و دل او و صید کردن هر جنس مرغ ضمیری به صفیر آن جنس مرغ و طعمهٔ او جلال الدین محمد مولویقصه گویم از سبا مشتاقوارچون صبا آمد به سوی لالهزار
- بخش ۱۲۴ - بیان آنک مجموع عالم صورت عقل کل است چون با عقل کل بهکژروی جفا کردی صورت عالم ترا غم فزاید اغلب احوال چنانک دل با پدر بد کردی صورت پدر غم فزاید ترا و نتوانی رویش را دیدن اگر چه پیش از آن نور دیده بوده باشد و راحت جان جلال الدین محمد مولویپس قیامت نقد حال تو بوَدپیش تو چرخ و زمین مبدل شود
- بخش ۱۶۱ - نصیحت مبارزان او را کی با این دل و زهره کی تو داری کی از کلابیسه شدن چشم کافر اسیری دست بسته بیهوش شوی و دشنه از دست بیفتد زنهار زنهار ملازم مطبخ خانقاه باش و سوی پیکار مرو تا رسوا نشوی جلال الدین محمد مولویکار هر نازکدلی نبود قتالکه گریزد از خیالی چون خیال
- بخش ۱۰۹ - در بیان آنک نقض عهد و توبه موجب بلا بود بلک موجب مسخ است چنانک در حق اصحاب سبت و در حق اصحاب مایدهٔ عیسی و جعل منهم القردة و الخنازیر و اندرین امت مسخ دل باشد و به قیامت تن را صورت دل دهند نعوذ بالله جلال الدین محمد مولویاندرین امت نبد مسخ بدنلیک مسخ دل بود ای بوالفطن
- (۹) حکایت پیر زال سوخته دل عطار نیشابوریچنین گفت آنگه آن زال فروتنکه یا خانه بسوزد یا دل من
- بخش ۱۰ - در کلمه عدل، عین که چون چشم بر سر آمده است مفتوح است و دال که چون دل در درون قرار گرفته ساکن یعنی باید که صاحب عدل را علی الدوام چشم بصر و بصیرت به حال رعایا مفتوح بود و اغماض از آن جایز نه و دل او از تظلم مظلومان در مرکز عدل آرمیده و جنبش و اضطراب در آن ممکن نه جامیهر که بیند که او نه راسترو استدل و جانش به کجروی گرو است
