جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۵۸۴ از ۱٬۹۵۷
- غزل شمارهٔ ۳۱۹۳ جلال الدین محمد مولویز لطیفی تو، گر شکر ترابه دل اندیشم، ترسم برمی
- غزل شمارهٔ ۳۱۹۴ جلال الدین محمد مولویدل را مکن چو خاره، مگزین ز ما کنارهیا منیة الفاد، دار ولا تمار
- غزل شمارهٔ ۳۱۹۵ جلال الدین محمد مولویدل را کباب کردی، خون را شراب کردییا من فداک روحی یا سیدالانام
- بخش ۹۲ - باز خواندن شهزاده نصوح را از بهر دلاکی بعد از استحکام توبه و قبول توبه و بهانه کردن او و دفع گفتن جلال الدین محمد مولویجز تو دلاکی نمیخواهد دلشکه بمالد یا بشوید با گلش
- بخش ۴۸ - تفسیر وَ هُوَ مَعَکُمْ جلال الدین محمد مولویدر سر خود پیچ هل خیرهسریرو در دل زن چرا بر هر دری
- بخش ۸۲ - بازگشتن نمامان از حجرهٔ ایاز به سوی شاه توبره تهی و خجل همچون بدگمانان در حق انبیا علیهمالسلام بر وقت ظهور برائت و پاکی ایشان کی یوم تبیض وجوه و تسود وجوه و قوله تری الذین کذبوا علی الله وجوههم مسودة جلال الدین محمد مولویگر ببخشی جرم ما ای دلفروزشب شبیها کرده باشد روز روز
- بخش ۱۵۰ - جواب گفتن امیر مر آن شفیعان را و همسایگان زاهد را کی گستاخی چرا کرد و سبوی ما را چرا شکست من درین باب شفاعت قبول نخواهم کرد کی سوگند خوردهام کی سزای او را بدهم جلال الدین محمد مولویبندهٔ ما را چرا آزرد دلکرد ما را پیش مهمانان خجل
- بخش ۲۱۵ - فسخ عزایم و نقضها جهت با خبر کردن آدمی را از آنک مالک و قاهر اوست و گاه گاه عزم او را فسخ ناکردن و نافذ داشتن تا طمع او را بر عزم کردن دارد تا باز عزمش را بشکند تا تنبیه بر تنبیه بود جلال الدین محمد مولویتا به طمع آن دلت نیت کندبار دیگر نیتت را بشکند
- بخش ۱۵ - مناجات جلال الدین محمد مولویای دعا ناگفته از تو مستجابداده دل را هر دمی صد فتح باب
- بخش ۸۸ - حکایت در بیان توبهٔ نصوح کی چنانک شیر از پستان بیرون آید باز در پستان نرود آنک توبه نصوحی کرد هرگز از آن گناه یاد نکند به طریق رغبت بلک هر دم نفرتش افزون باشد و آن نفرت دلیل آن بود کی لذت قبول یافت آن شهوت اول بیلذت شد این به جای آن نشست نبرد عشق را جز عشق دیگر چرا یاری نجویی زو نکوتر وانک دلش باز بدان گناه رغبت میکند علامت آنست کی لذت قبول نیافته است و لذت قبول به جای آن لذت گناه ننشسته است سنیسره للیسری نشده است لذت و نیسره للعسری باقیست بر وی جلال الدین محمد مولویبود مَردی پیش ازین نامَش نَصوحبُد زِ دَلاکیِ زَن او را فُتوح
- بخش ۸۸ - بازگشتن به قصهٔ دقوقی جلال الدین محمد مولویتو مبین این پایها را بر زمینزانک بر دل میرود عاشق یقین
- بخش ۱۰۰ - تفسیر بیت حکیم سنائی رضی الله عنه «آسمانهاست در ولایتِ جان، کارفرمای آسمان جهان» «در ره روح پست و بالاهاست، کوههای بلند و دریاهاست» جلال الدین محمد مولویاین دم ابدال باشد زان بهاردر دل و جان روید از وی سبزهزار
