جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۱۷۹ نتیجه برای «جز» · صفحهٔ ۶ از ۶۸۲
- بخش ۱۷۷ - اناالحق جز مقام کبریا نیست اقبال لاهوریاناالحق جز مقام کبریا نیست سزای او چلیپا هست یا نیست
- بخش ۱۴ - غلامم جز رضای تو نجویم اقبال لاهوریغلامم، جز رضای تو نجویمجز آن راهی که فرمودی، نپویم
- بخش ۳۵۹ - بچشم من جهان جز رهگذر نیست اقبال لاهوریبچشم من جهان جز رهگذر نیستهزاران رهرو و یک همسفر نیست
- بخش ۲۷۸ - حرم جز قبله قلب و نظر نیست اقبال لاهوریحرم جز قبله قلب و نظر نیستطواف او طواف بام و در نیست
- بخش ۸۸ - حکایت در بیان توبهٔ نصوح کی چنانک شیر از پستان بیرون آید باز در پستان نرود آنک توبه نصوحی کرد هرگز از آن گناه یاد نکند به طریق رغبت بلک هر دم نفرتش افزون باشد و آن نفرت دلیل آن بود کی لذت قبول یافت آن شهوت اول بیلذت شد این به جای آن نشست نبرد عشق را جز عشق دیگر چرا یاری نجویی زو نکوتر وانک دلش باز بدان گناه رغبت میکند علامت آنست کی لذت قبول نیافته است و لذت قبول به جای آن لذت گناه ننشسته است سنیسره للیسری نشده است لذت و نیسره للعسری باقیست بر وی جلال الدین محمد مولویبود مَردی پیش ازین نامَش نَصوحبُد زِ دَلاکیِ زَن او را فُتوح
- بخش ۱۱۸ - حکایت آن شخص کی خواب دید کی آنچ میطلبی از یسار به مصر وفا شود آنجا گنجیست در فلان محله در فلان خانه چون به مصر آمد کسی گفت من خواب دیدهام کی گنجیست به بغداد در فلان محله در فلان خانه نام محله و خانهٔ این شخص بگفت آن شخص فهم کرد کی آن گنج در مصر گفتن جهت آن بود کی مرا یقین کنند کی در غیر خانهٔ خود نمیباید جستن ولیکن این گنج یقین و محقق جز در مصر حاصل نشود جلال الدین محمد مولویبود یک میراثی مال و عقارجمله را خورد و بماند او عور و زار
- بخش ۱۷۲ - بیان آنک نَحْنُ قَسَمْنا کی یکی را شهوت و قوت خران دهد و یکی را کیاست و قوت انبیا و فرشتگان بخشد سر ز هوا تافتن از سروریست ترک هوا قوت پیغامبریست تخمهایی کی شهوتی نبود بر آن جز قیامتی نبود جلال الدین محمد مولویگر بُدش سستیِ نریِ خرانبود او را مردی پیغامبران
- بخش ۱۲ - چون حرف نخست از ظالم برود جز سه حرف الم نماند این اشارت به آن است که چون سر به گریبان عدم در خواهد کشید جز الم چیزی نخواهد دید و لفظ سیاست که متضمن سه حرف یاس است مبنی از آن معنی است که می باید که سیاست ظالم متضمن یاس کلی وی بود از ارتکاب مظالم جامیمعدلت سیر تا جهاندارازیر حکمت سکندر و دارا
- بخش ۱۴ - حکایت آن پاره دوز به خرقه پاره دوزی اسباب معیشت اندوز که هر میوه تازه که رسیدی از آن مقداری خریدی و پیش عیال و اطفال خود بردی و با ایشان خوردی و گفتی به این خرسند باشید و چهره همت خود را به اندیشه زیادت نخراشید که طعم این میوه همه سال جز این نیست و مرا استطاعت خریدن بیش ازین نی جامیپارهدوزی بود در اقصای ریمطمئن بر پارهدوزی رایِ وی
- بخش ۱۸ - استدعاء امیر ترک مخمور مطرب را به وقت صبوح و تفسیر این حدیث کی ان لله تعالی شرابا اعده لاولیائه اذا شربوا سکروا و اذا سکروا طابوا الی آخر الحدیث. می در خم اسرار بدان میجوشد؛ تا هر که مجردست از آن مینوشد قال الله تعالی ان الابرار یشربون این می که تو میخوری حرامست ما می نخوریم جز حلالی «جهد کن تا ز نیست هست شوی وز شراب خدای مست شوی» جلال الدین محمد مولویاعجمی ترکی سحر آگاه شدوز خمار خمر مطربخواه شد
- بخش ۱۳۲ - در بیان آنک دوزخ گوید کی قنطرهٔ صراط بر سر اوست ای مؤمن از صراط زودتر بگذر زود بشتاب تا عظمت نور تو آتش ما را نکشد جز یا مؤمن فان نورک اطفاء ناری جلال الدین محمد مولویزآتش عاشق ازین رو ای صفیمیشود دوزخ ضعیف و منطقی
- بخش ۲۹ - در بیان آنکه از خودی خود رستن و از عجب و ریا خلاص شدن جز در خدمت پیر صاحب تصرف دست ندهد جامیآن زمان از ریا و عجب رهیکه شوی پیر را رهین و رهی
