جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱٬۵۶۸ نتیجه برای «دل» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۶۵ از ۱۳۱
- بخش ۴۴ - بده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش است اقبال لاهوریبده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش استبگیر آندل که از خود رفته و بیگانه اندیش است
- بخش ۴۷ - رمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفت اقبال لاهوریاز نهانخانهٔ دل خوش غزلی می خیزدسر شاخی همه گویم به قفس نتوان گفت
- بخش ۲۷۱ - پتوفی اقبال لاهورینفسی درین گلستان ز عروس گل سرودیبدلی غمی فزودی ز دلی غمی ربودی
- بخش ۲۷ - از آن آبی که در من لاله کارد ساتگینی ده اقبال لاهوریچو خس از موج هر بادی که می آید ز جا رفتمدل من از گمانها در خروش آمد یقینی ده
- بخش ۳۶ - زمستان را سرآمد روزگاران اقبال لاهوریدلم افسرده تر در صحبت گلگریزد این غزال از مرغزاران
- بخش ۲۸۱ - خطاب به انگلستان اقبال لاهوریساقیا تنگ دل از شورش مستان نشویخود تو انصاف بده اینهمه هنگامه که بست؟
- بخش ۱۲۰ - گذر از آنکه ندیدست و جز خبر ندهد اقبال لاهوریهم از خدا گله دارم که بر زبان نرسدمتاع دل برد و یوسفی به بر ندهد
- بخش ۹۴ - زندگی در صدف خویش گهر ساختن است اقبال لاهوریزندگی در صدف خویش گهر ساختن استدر دل شعله فرو رفتن و نگداختن است
- بخش ۱۳۳ - ای لاله ای چراغ کهستان و باغ و راغ اقبال لاهوریما رنگ شوخ و بوی پریشیده نیستیممائیم آنچه می رود اندر دل و دماغ
- بخش ۴۱ - بجهان دردمندان تو بگو چه کار داری اقبال لاهوریبجهان دردمندان تو بگو چه کار داریتب و تاب ما شناسی دل بی قرار داری
- بخش ۱۲۸ - بهار آمد نگه می غلطد اندر آتش لاله اقبال لاهوریبهار آمد نگه می غلطد اندر آتش لالههزاران ناله خیزد از دل پرکاله پرکاله
- بخش ۱۰۰ - چو خورشید سحر پیدا نگاهی می توان کردن اقبال لاهورینگاه خویش را از نوک سوزن تیز تر گردانچو جوهر در دل آئینه راهی میتوان کردن
