جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۶۷۵ از ۱٬۶۳۸
- رباعی شمارهٔ ۱۵۴ جلال الدین محمد مولویاز دوستی دوست نگنجم در پوستدر پوست نگنجم که شهم سخت نکوست
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲ جلال الدین محمد مولویامروز چه روز است که خورشید دوتاستامروز ز روزها برونست و جداست
- رباعی شمارهٔ ۱۶۷ جلال الدین محمد مولویامشب شب آن دولت بیپایانستشب نیست عروسی خداجویانست
- رباعی شمارهٔ ۱۷۰ جلال الدین محمد مولویامشب منم و طواف کاشانهٔ دوستمیگردم تا بصبح در خانهٔ دوست
- غزل شمارهٔ ۱۷۲ جلال الدین محمد مولویدور بادا عاقلان از عاشقاندور بادا بوی گلخن از صبا
- غزل شمارهٔ ۱۷۳ جلال الدین محمد مولویبا منی وز من نمیداری خبرجادو ام من جادویی کردم تو را
- غزل شمارهٔ ۱۷۴ جلال الدین محمد مولویبا منی وز من نمیدانی خبرچشم بستم جادوی کردم تو را
- رباعی شمارهٔ ۱۷۷ جلال الدین محمد مولویای آمده بامداد شوریده و مستپیداست که باده دوش گیرا بوده است
- رباعی شمارهٔ ۱۸۰ جلال الدین محمد مولویای بیخبر از مغز شده غره بپوستهشدار که در میان جان داری دوست
- غزل شمارهٔ ۱۸۲ جلال الدین محمد مولویدور بادا عاقلان از عاشقاندور بادا بوی گلخن از صبا
- غزل شمارهٔ ۱۸۳ جلال الدین محمد مولویاندر آبی که بدو زنده شد آبخویش را آب درانداز میا
- رباعی شمارهٔ ۱۹۱ جلال الدین محمد مولویای دوست مکن که روزها را فرداستنیکی و بدی چو روز روشن پیداست
