جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۶۷۹ از ۱٬۶۳۸
- رباعی شمارهٔ ۳۸۶ جلال الدین محمد مولویگفتا که نه بس بود که در دولت مناز من همه عمر باشد آب رویت
- غزل شمارهٔ ۳۸۸ جلال الدین محمد مولویخدمت بیدوستی را قدر و قیمت هست نیستخدمت اندر دست هست و دوستی در دست نیست
- غزل شمارهٔ ۳۹۳ جلال الدین محمد مولویروی بستان را نبیند راه بستان گم کندهر که او گردان و نالان شیوه دولاب نیست
- رباعی شمارهٔ ۴۰۲ جلال الدین محمد مولویما را به جز این زبان ، زبانی دگر استجز دوزخ و فردوس مکانی دگر است
- رباعی شمارهٔ ۴۱۳ جلال الدین محمد مولویمستم ز خمار عبهر جادویتدفعم چه دهی چو آمدم در کویت
- غزل شمارهٔ ۴۱۹ جلال الدین محمد مولوییک نشان دگر آن است که تن نیز چو دلمیدود در پی آن بوسه به تعجیل و به تفت
- غزل شمارهٔ ۴۳۰ جلال الدین محمد مولویتا پیاده میروم دَر کویِ دوستسبزْ خِنگِ چرخ دَر زینِ منست
- غزل شمارهٔ ۴۳۳ جلال الدین محمد مولویاندر این جمع شررها ز کجاستدود سودای هنرها ز کجاست
- غزل شمارهٔ ۴۵۳ جلال الدین محمد مولویبُد دوش بیتو تیره شب و روشنی نداشتشمع و سماع و مجلس ما چاشنی نداشت
- رباعی شمارهٔ ۴۵۴ جلال الدین محمد مولوییاری که غمش دوای هر بیمار استاو را یار است هرکه با او یار است
- رباعی شمارهٔ ۴۶۳ جلال الدین محمد مولویآنجا بنشین که همنشین مردانندتا دود کدورت ترا بنشانند
- رباعی شمارهٔ ۴۶۶ جلال الدین محمد مولویآن دشمنِ دوستروی دیدی که چه کردیا هیچ به غور آن رسیدی که چه کرد
