جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۶۸۴ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۸۲۶ جلال الدین محمد مولویهر که گوید که خلاصش ده ز عشقآن دعا از آسمان مردود باد
- غزل شمارهٔ ۸۳۱ جلال الدین محمد مولویتا ابد از دوست سبز و تازهایماو بهاری نیست کو را دی رسد
- غزل شمارهٔ ۸۳۲ جلال الدین محمد مولویهندوان خرگاه تن را روفتندترک خلوت دید و در خرگاه شد
- رباعی شمارهٔ ۸۵۱ جلال الدین محمد مولویگفتم که دلم خون شد و از دیده دویدگفت آنکه ترا دید کس را ندوید
- رباعی شمارهٔ ۸۵۷ جلال الدین محمد مولویگر من میرم مرا مگوئید که مردکو مرده بدو زنده شد و دوست ببرد
- رباعی شمارهٔ ۸۵۹ جلال الدین محمد مولویهرجا خبر دوست رسیدن گیردبیچاره دلم ز خود رمیدن گیرد
- رباعی شمارهٔ ۸۸۴ جلال الدین محمد مولویدر هستی دوست نیست گردان خود راکان نیستی از هزار هستی خوشتر
- رباعی شمارهٔ ۸۸۸ جلال الدین محمد مولویتا چند دوی از پی نان و دینارای کافر و کافر بچه آخر دیندار
- رباعی شمارهٔ ۸۸۹ جلال الدین محمد مولویچون از رخ یار دور گشتم به بهاربا غم بچه کار آید و عیشم بچه کار
- رباعی شمارهٔ ۸۹۹ جلال الدین محمد مولویدوری ز برادر منافق بهترپرهیز ز یار ناموافق بهتر
- رباعی شمارهٔ ۹۰۳ جلال الدین محمد مولویگفتی که در این دور فلک بادی هستتا باد رسیدن ای صنم باده بیار
- رباعی شمارهٔ ۹۱۲ جلال الدین محمد مولویگر رنگ خزان دارم و گر رنگ بهارتا هردو یکی نشد نیامد گل و خار
