جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۷۶۴ از ۱٬۰۳۳
- بخش ۳۴ - اندر گزیدن باز خیام نیشابوری… ام و یا زرد تمام، و بشکار حریصتر سپید چرده بود، ولیکن بیمارناک بود و بدخو، و پس از وی زرد حریصتر و تندرست تر، و ازین هر دو سرخفام درستتر، لیکن بدخو بود، و بکالبد از همه بزرگتر بود، و شنودم از بازرگانی که در ایام ما ب …
- بخش ۴۱ - حکایت خیام نیشابوریچنین گویند که عبدالله طاهر یکی را از بزرگان سپاه خویش باز داشته بود، هر چند در باب او سخن گفتندی از وی خشنود نگشت، پس چون حال بدان جا رسید، و هرکس از کار او ناامید گشتند این بزرگ را کنیزکی بود فصیحه، قصهای نوشت و آن روز …
- بخش ۵ - آفرین موبد موبدان بعبارت ایشان خیام نیشابوری… ، سرت سبزباد و جوانی چو خوید، اسپت کامگار و پیروز، و تیغت روشن و کاری بدشمن، و بازت گیرا (و) خجسته بشکار، و کارت راست چون تیر، و هم کشوری بگیرنو، بر تخت بادرم و دینار، پیشت هنری و دانا گرامی، و درم خوار، و سرایت آباد، و …
- بخش ۳۸ - شراب ممزوج و مروق خیام نیشابوریمضرتش، آنچه تیره بود مانند شراب سیاه باشد و بدگوارد، و سودا انگیزد، و باد در شکم افگند، و شکن برآورد، و راههاء جگر ببندد،
- بخش ۳۳ - اندر ذکر باز و هنر او و آنچه واجب آید درباره او خیام نیشابوری… شاه گوهرهای گدازنده زر .» و از بهر این حال، باز بملوک مخصوصتر است که بدیگر مردمان، و مر باز را حشمتی است که پرندگان دیگر را نیست، و عقاب از وی بزرگتر است ولیکن وی را آن حشمت نیست که باز را، و پادشاهان دیدار وی را بفال د …
- غزل شمارهٔ ۴ صائبسلک جمعیت بدان را نیز میپاشد ز همنقطههای شک اگر از همدگر باشد جدا
- غزل شمارهٔ ۱۲ صائبآز دیروبدور گل یوزون بلبللری گلزاردنسنبلون ریحان خطین توپراغه یکسان ایلمیش
- غزل شمارهٔ ۱۹ صائبسینهاش از بادهٔ لعلی بدخشان میشودهر که سازد چون سبو در خواب بالیندست را
- غزل شمارهٔ ۲۱ صائببس که میچسبد به هم کام و لب از شیرینیاشنَقل نتوان کرد گفتارِ شکربارِ ترا
- شمارهٔ ۲۹ - ایضا در وصف زاینده رود صائبشسته رو چون قطره شبنم برانگیزد ز خوابلاله رویان را هوای آبدار زنده رود
- شمارهٔ ۳۲ - شفای شه به دعا از خدا طلب کرده صائببه حول و قوت خود رفع کن ضعف مزاجش رامبدل رنج آن جان بخش عالم را به صحت کن
- غزل شمارهٔ ۳۵ صائبلفظ میسازد جهان بر معنیِ روشن سیاهیوسفِ سیمینبدن در پیرهن باشد چرا
