جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲٬۶۴۴ نتیجه برای «پر» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۸۰ از ۲۲۱
- بیست و چهارم جلال الدین محمد مولویعالم پر ازین خوبان، ما را چه شدست ای جان؟!هر سوی یکی خسرو، خندان لب و شیرین خو
- بخش ۴۶ - باز آمدن آن شاعر بعد چند سال به امید همان صله و هزار دینار فرمودن بر قاعدهٔ خویش و گفتن وزیر نو هم حسن نام شاه را کی این سخت بسیارست و ما را خرجهاست و خزینه خالیست و من او را بده یک آن خشنود کنم جلال الدین محمد مولویبلک جملهٔ ماهیان در موجهاجملهٔ پرندگان بر اوجها
- بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان جلال الدین محمد مولویدید پُر روغن دکان و جامه چرببر سرش زد، گشت طوطی کَل ز ضرب
- بخش ۸۰ - حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بود جلال الدین محمد مولویچون قفس را بشکند شاه خردجمع مرغان هر یکی سویی پرد
- بخش ۹ - گمان بردن کاروانیان که بهیمهٔ صوفی رنجورست جلال الدین محمد مولویاو ز تو رو در کشد ای پر ستیزبندها را بگسلد وز تو گریز
- فصل شصتم - تَواتُر شنیدنِ گوش فعل رؤیت میکند جلال الدین محمد مولوی… ینی، یا در کتابی مسألهای میطلبی؛ چون گوش و چشم و هوش از آن یک مسأله پر شده است ورقها میگردانی و چیزی نمیبینی پس چون ترا نیّتی و مقصدی غیر این بوده باشد هرجا که گردیده باشی از آن مقصود پُر بوده باشی این را ندیده باشی …
- بخش ۳۴ - انکار فلسفی بر قرائت ان اصبح ماکم غورا جلال الدین محمد مولویکی شکوفه آستین پر نثاربر فشاندن گیرد ایام بهار
- بخش ۱۵۸ - پرسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم مر زید را که امروز چونی و چون برخاستی و جواب گفتن او که اصبحت ممنا یا رسول الله جلال الدین محمد مولویتا ز روز و شب گذر کردم چنانکه ز اسپر بگذرد نوک سنان
- بخش ۷۳ - فیما یرجی من رحمة الله تعالی معطی النعم قبل استحقاقها و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا و رب بعد یورث قربا و رب معصیة میمونة و رب سعادة تاتی من حیث یرجی النقم لیعلم ان الله یبدل سیاتهم حسنات جلال الدین محمد مولویآنچنان که جان بپرد سوی طیننامه پرد تا یسار و تا یمین
- بیست و هشتم جلال الدین محمد مولویتن را که لاغر میکنی، پر مشک و عنبر میکنیمر پشهٔ را پیش کَش، شهپرِّ عَنقا میکشی
- بخش ۱۳۸ - قبول کردن خلیفه هدیه را و عطا فرمودن با کمال بینیازی از آن هدیه و از آن سبو جلال الدین محمد مولویچون خلیفه دید و احوالش شنیدآن سبو را پر ز زر کرد و مزید
- بخش ۴۷ - بار دیگر رجوع کردن به قصهٔ صوفی و قاضی جلال الدین محمد مولویچون ترازو دید خصم پر طمعسرکشی بگذارد و گردد تبع
