جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۸۵۰ از ۱٬۶۳۸
- شمارهٔ ۲۶ وحشی بافقیدلم را بود از آن پیمانگسل امید یاریهابه نومیدی کشید آخر همه امیدواریها
- شمارهٔ ۲۷ وحشی بافقیخودنمایی کی کند آن کس که واصل شد به دوستچون نماید مه چو گردد متصل با آفتاب
- شمارهٔ ۳۱ وحشی بافقیدورم از خاک در یار و به مردن نزدیکچون کنم چارهٔ من چیست در این باب امشب
- شمارهٔ ۳۲ - سر کل وحشی بافقینشستم دوش در کنجی که سازمسر کل را به زیر فوطه پنهان
- شمارهٔ ۳۲ وحشی بافقیمکن دوری خدا را از سر بالینم ای همدمکه من خود را نمیبینم چو شبهای دگر امشب
- شمارهٔ ۳۴ - غضنفر گله جاری وحشی بافقیولی ز آتش طبعم پلنگ وار گریختغریب جانوری دور گشت از سر من
- شمارهٔ ۳۴ وحشی بافقیاین زمان یارب مه محمل نشین من کجاستآرزو بخش دل اندوهگین من کجاست
- شمارهٔ ۳۵ وحشی بافقییاد او کردم ز جان صد آه درد آلود خاستخوی گرمش در دلم بگذشت و از دل دود خاست
- شمارهٔ ۳۶ وحشی بافقیوحشی از من مطلب صبر بسی در غمِ دوستاندکی گر بودم صبر ز من بسیار است
- شمارهٔ ۳۷ وحشی بافقیچه کنم با دل خودکام بلا دوست که اومیرود بیشتر آنجا که بلا بیسپر است
- شمارهٔ ۳۹ - دریغ از جان قلی وحشی بافقیدریغ از جان قلی کز جور گردونکناری پر ز خون رفت از میانه
- رباعی شمارهٔ ۴۴ وحشی بافقیآن شمع که دوش بود تب تا سحرشصحت پی رفع تب در آمد ز درش
