جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۹۰۱ از ۱٬۱۳۷
- بخش ۶۶ - تنگدل شدن سلامان از ملامت پدر و روی در صحرا نهادن و آتش افروختن و با ابسال به هم به آتش درآمدن و سوخته شدن ابسال و سالم ماندن سلامان جامیهر دو از دیدار آتش خوش شدنددست هم بگرفته در آتش شدند
- بخش ۲۶ - حکایت آن ماهیان که گوهر حیات در جستجوی دریا باختند و تا به خشکی نیفتادند دریا را نشناختند جامیگفتی از بحر پدید آمده ایمزو درین گفت و شنید آمده ایم
- بخش ۱۳ - سؤال پسر صاحب جمال از پدر صاحب کمال و جواب وی از آن سؤال جامیوان دگر خون ز دیده افشاندسوز دل ز آب دیده بنشاند
- بخش ۷۶ - عقد بیست و سیم در حیا که محافظت ظاهر و باطن است از مخالفت احکام الهی به سبب مراقبه نظر حق سبحانه و تعالی جامیزان سبب دیده اش از نور تهیمانده بی خاصیت نوردهی
- بخش ۶۱ - قصه تحفه مغنیه جامیای بسا کس که روی دوست ندیدوز خبر گوشمال عشق کشید
- بخش ۳۱ - آذری اسفراینی، کاتبی نیشابوری و امیرشاهی سبزواری جامیو از شعرای خراسان آذری اسفراینی است و در اشعار وی طامات بسیار است و از مطلعهای پسندیده وی است:
- بخش ۵۵ - عزیمت کردن معتمر و عیینه به جانب مسجد احزاب در طلب ریا جامیناگه از ره نسیم یار رسیدآن گروه زن آمدند پدید
- بخش ۵۱ - حیران شدن معتمر در آنکه آن زاری کننده که بود و پشیمان شدن که چرا دنبال آواز نرفت جامیمعتمر چون بدید صورت حالبر ضمیرش نشست گرد ملال
- بخش ۱۳ جامیحاتم را پرسیدند که هرگز از خود کریمتری دیدی؟ گفت: بلی، روزی در خانه غلامی یتیم فرود آمدم و وی ده سر گوسفند داشت فی الحال یک گوسفند را کشت و پخت و پیش من آورد و مرا قطعه ای از وی خوش آمد، بخوردم گفتم: والله این بسی خوش بو …
- بخش ۵۰ - حکایت منت نهادن سفله بازاری با عارف از لباس ذل طمع عاری جامیخون دل به ز دیده پالودنکه ز پالوده اش لب آلودن
- بخش ۳۸ - حکایت آن متورع آبی از قبول مرغابی شکار کرده به چنگل بازی طعمه از غیر وجه خورده جامیباز را دیده بینا بگشادکله از سر گره از پا بگشاد
- بخش ۱۶۴ - در بیان آنکه هر چیزی را که با معشوق در اموری مشابهت باشد به قدر مشابهت عاشق را به او میل افتد جامیسر زلف بنفشه تاب دهدسبزه را ز ابر دیده آب دهد
