جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۹۳۹ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۷۴۳ جلال الدین محمد مولویشمع عشق افروز را یک بار دیگر اندرآرکوری آن کس که او از عشرت ما دور بود
- غزل شمارهٔ ۷۴۶ جلال الدین محمد مولویچون در آن دور مبارک برجها را میگذشتسوی برج آتشین عاشقان خود رسید
- غزل شمارهٔ ۷۴۸ جلال الدین محمد مولویشاه خوبان میر ما و عشق گیراگیر ماجان دولت یار ما و بخت و دولت یار باد
- غزل شمارهٔ ۷۵۰ جلال الدین محمد مولویمشک گفتم زلف او را زین سخن بشکست زلفهندوی زلفش شکسته رو به ترکستان نهاد
- غزل شمارهٔ ۷۵۱ جلال الدین محمد مولویدوست را دشمن نماید آب را آتش کندمؤمنی را ناگهان در حلقه کافر کشد
- غزل شمارهٔ ۷۵۵ جلال الدین محمد مولویشاه ما از جان ما هم دور و هم نزدیک بودجان ما با شاه ما نزدیک و دوراندیش بود
- غزل شمارهٔ ۷۶۰ جلال الدین محمد مولویبه سفر چون مه گردون به شب چارده پر شدبه نظرهای الهی به یکی لحظه کجا شد؟
- غزل شمارهٔ ۷۶۳ جلال الدین محمد مولویبه سفر چون مه گردون به شب چارده پر شدبه نظرهای الهی به یکی لحظه کجا شد
- غزل شمارهٔ ۷۶۷ جلال الدین محمد مولویصنما جفا رها کن کرم این روا نداردبنگر به سوی دردی که ز کس دوا ندارد
- غزل شمارهٔ ۷۷۸ جلال الدین محمد مولویمرغ جان هر نفسی بال گشاید که پردوز امید نظر دوست ز تن مینرود
- غزل شمارهٔ ۷۸۰ جلال الدین محمد مولویبر سر آتش تو سوختم و دود نکردآب بر آتش تو ریختم و سود نکرد
- غزل شمارهٔ ۷۸۹ جلال الدین محمد مولویرسن دوست چو در حلق دلم افتادهستلاجرم چنبر دل جز به رسن مینرود
