جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۹۷۱ از ۱٬۰۳۳
- بخش ۹ - صف پنجم ناصرخسرو قبادیانی… و جواب . و فرق میان راست و دروغ آنست که راست سخنی باشد که مردمان آنرا بدانند اندر چیزی که آن چیز یافته باشد ، چنانک کسی گوید که آتش گرم است . و دروغ سخنی باشد که مردمان مر آنرا ندانند اندر چیزی که آن چیز نایافته باشد و ن …
- بخش ۲۰ - اندر نطق و کلام و قول ناصرخسرو قبادیانی… ی و نه هندی و نه هیچ لغتی، بل قوّتی است از قوتهاء نفس انسانی که مردم بدان قوت معنییی را کهاندر ضمیر او باشد بهآواز و حروف و قول بدیگری بتواند رسانیدن. پس مر آن قوت را کاین فعل از او آید نطق گفتند حکما دین (و) فلسف …
- بخش ۸۹ - صف شصت و نهم ناصرخسرو قبادیانیمعنی آنک خدای تعالی امر خویش را بدو حرف بازبست و مر آنرا کن خواند بدو قسمت شود : یکی ازو آنست که ممکن نیست پدید آمدن چیزی از موجودات روحانی و جسمانی مگر از میان جفتی ، یا لطیف یا کثیف . و بودش همه جفت را علت امر باری س …
- بخش ۵۱ - مکه ناصرخسرو قبادیانی… هادند هر طرف، و در این نوبت شرح حج و وصف مکه نمی گویم تا دیگر نوبت که بدین جا رسم که نوبت دیگر شش ماه مجاور بود م و آنچه دیدم به شرح بگویم.
- بخش ۶۷ - صف پنجاه و پنجم ناصرخسرو قبادیانی… دشواریست و لذت حسی را بریدن است ، چه از بی نیاز شدن طبایع که اندر کالبد مردم است از حاجتمندی که او را افتاده باشد ، و آنرا همی گرسنه و تشنه خوانند ، و چه از ستره شدن حواس از شنیدن مر محسوسات را واجب آمد که آن لذت که نیک …
- بخش ۵۲ - بازگشت به مصر ناصرخسرو قبادیانی… یند که در این مواضع اموال فرعون مدفون بوده است و چون آن جا کسی چیزی یابد خمس به سلطان دهد و باقی او را باشد. غرض آن که سلطان این خادم را بدان ولایت فرستاد و او را عظیم بزرگ گردانید و هر اسباب که ملوک را باشد بداد از دهلی …
- بخش ۲۸ - شهر طبریه ناصرخسرو قبادیانی… امزه، و شهر بر غربی دریاست و همهٔ آب های گرمابه های شهر و فضلهٔ آبها بدان دریا میرود، و مردم آن شهر و ولایتی که برکنار آن دریاست همه آب از این دریا خورند، و شنیدم که وقتی امیری بدین شهر آمده بود، فرموده بود که راه آن پ …
- بخش ۱۷ - صف سیزدهم ناصرخسرو قبادیانی… شخص بیشی هست، و چون نوع بیش از شخص باشد اندر نوع شخصهای بسیار همیشه یابد و روانباشد که یک شخص بیش نباشد، و سخن بی خلل آن است که پدید آمدن عالم با آنچ اندروست و بود و باشد بیک دفعه بود که هیچ جیز بر دیگری بیشی نداشت، اما …
- بخش ۳۸ - فصل اندر تمامی کتاب ناصرخسرو قبادیانی… رده شد و گزارده آمد هم از طریق حکمت فلسفه و هم از سبیل حکمت دین حق. و بدین شرحهاء مفصل و بیانهاء مؤکد و فصلهاء معتمد و مؤکد مرین قصیده را که بر مثال جسدی مهمل و مبدد و مطروح و مرذول و معزول بود، مطرح کرده شد و پراگندهاء …
- بخش ۴۹ - سیر سلطان مصر ناصرخسرو قبادیانیسیر سلطان مصر. امن و فراغت اهل مصر بدان حد بود که دکانهای بزازان و صرافان و جوهریان را در نبستندی الا دامی بر وی کشیدندی و کس نیارستی به چیزی دست بردن. مردی یهودی بود جوهری که سلطان را نزدیک بود او را مال بسیار بود و همه …
- شمارهٔ ۵۰ - در رثاء امام محمد بن یحیی و حادثهٔ حبس سنجر در فتنهٔ غز خاقانی شروانیبدعت ز روی حادثه پشت هدی شکستشیطان خلاف قاعده رجم شهاب شد
- شمارهٔ ۶۲ - در ستایش منوچهر بن فریدون شروان شاه خاقانی شروانیصوت مرغان بدرد چرخ مگر با دم خویشبانگ کوس ملک تاجور آمیختهاند
