جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۹۸۶ از ۱٬۰۳۳
- بخش ۵ - در بیان اینکه خودی از عشق و محبت استحکام می پذیرد اقبال لاهوریکمتر از آنی ز اوقاتش ابدکاسب افزایش از ذاتش ابد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در ستایش علاء الدین عطاملک جوینی صاحب دیوان سعدی شیرازیگر آن بدیع صفت خویشتن به ما ندهدبیار ساقی و ما را ز خویشتن بستان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در پند و اندرز سعدی شیرازیدنیا به دین خریدنت از بیبِصارتی ستای بدمعاملت، به همه، هیچ میخری
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۷ جلال الدین محمد مولویغلام زنگی شب را تو کردی ساقی خلقانغلام روز رومی را بدادی دار و گیر و فن
- بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید جلال الدین محمد مولویبدرومتان همچو کشت ای قوم دوننه خراج استانم و نه هم فسون
- بخش ۴۰ - اعتماد کردن بر تملق و وفای خرس جلال الدین محمد مولویحیلت و مردی به هم دادند پُشتاژدها را او بدین قوَّت بکُشت
- فصل چهل و هشتم - شخصی امامت میکرد و خواند اَلْاَعْرَابُ اَشَدُّ کُفْراً وَ نِفَاقاً جلال الدین محمد مولوی… خواست شدن اکنون مُرید نیز چاپلوسی و خدمت میکند تا در دل شیخ گنجایی یابد و العیاذ باللهّ چیزی از مُرید صادر شود شیخ را خوش نیاید و او را از دل بیندازد مثل آن طعام است که خورد و قی کند چنانک آن طعام جزو آدمی خواست شدن و س …
- فصل چهارم - گفت که این چه لطف است که مولانا تشریف فرمود جلال الدین محمد مولوی… گ و به کارهای خطیر و بلند مشغولید از علو همّت، خود را قاصر میبینید و بدان راضی نیستید و بر خود چیزهای بسیار لازم میدانید. اگرچه ما را دل هماره به خدمت بود، امّا میخواستیم که به صورت هم مشرّف شویم زیرا که صورت نیز اعتب …
- فصل سی و نهم - سؤال کرد جوهر خادم سلطان که به وقت زندگی جلال الدین محمد مولوی… یایستید و چون میخورید و چون مینگرید اگر کسی را در اندرون نظری کژ لابد جوابش کژ میآید و با خود برنمیآید که جواب راست گوید. چنانک کسی شکستهزبان باشد هرچند که خواهد سخن درست گوید نتواند. زرگر که به سنگ میزند زر را سؤ …
- بخش ۱۱۶ - بیان آنک نفس آدمی بجای آن خونیست کی مدعی گاو گشته بود و آن گاو کشنده عقلست و داود حقست یا شیخ کی نایب حق است کی بقوت و یاری او تواند ظالم را کشتن و توانگر شدن به روزی بیکسب و بیحساب جلال الدین محمد مولویروزی بی رنج او موقوف چیستآنکِ بُکشد گاو را کاصل بدیست
- بخش ۱۰۵ - رفتن هر دو خصم نزد داود علیه السلام جلال الدین محمد مولویگر چنین بودی همه عالم بدینیک دعا املاک بردندی بکین
- بخش ۱۳۱ - لابه کردن قبطی سبطی را کی یک سبو به نیت خویش از نیل پر کن و بر لب من نه تا بخورم به حق دوستی و برادری کی سبو کی شما سبطیان بهر خود پر میکنید از نیل آب صاف است و سبوکی ما قبطیان پر میکنیم خون صاف است جلال الدین محمد مولویقبط اینک میمرند از تشنگیاز پی ادبار خود یا بدرگی
