جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴۴۲ نتیجه برای «یکی» با فیلتر جامی · صفحهٔ ۱ از ۳۷
- شمارهٔ ۳۵ جامییکی خمسه ارسال کردم که خامهچو پا بهر تسوید او سوده تارک
- بخش ۳۰ - حکایت آن نوخاسته تن به جامه آراسته که جامه هایش نغز و سخن هایش بی مغز بود جامییکی تازه برنای نوخاستهبه شاهانه خلعت تن آراسته
- بخش ۵۷ - ندبه حکیم اول جامییکی گفت وقت است ای هوشیارکه گیریم از حال شاه اعتبار
- بخش ۳ جامییکی از حکما گفته است: چهل دفتر در حکمت نوشتم و به آن منتفع نگشتم، چهل کلمه از آن اختیار کردم، از آن نیز بهره به دست نیاوردم چهار کلمه از آن برگزیدم در آن یافتم آنچه می طلبیدم:
- بخش ۳۲ - حکایت آن زشت روی خانه آرای که حکیمی در خانه وی منزل ساخت و در وقت حاجت آب دهان بر وی انداخت جامییکی سفله با شکلی از طبع دورز دیدار او چشم مردم نفور
- بخش ۱۰ - حکایت آن از قافله حاجیان دور افتاده با آن پیر زال در بادیه قناعت بر قدم توکل ایستاده جامییکی کعبه رو گم شد از قافلهنه همراه او زاد نی راحله
- بخش ۱۲ - حکایت آن خاد که گوش بر افسانه غوک نهاد و نقد را به امید نسیه از دست بداد جامییکی خاد مرغ هوایی شکارفرو ماند از ضعف پیری ز کار
- بخش ۳۸ - حکایت پرویز با آن ماهیگیر که چون ماهی درم ریزش کرد و به نصیحت تلخ شیرین که آن درم ریزی مضاعف شد جامییکی روز پرویز و شیرین به همنشسته چو خورشید و پروین به هم
- بخش ۵۲ - حکایت خصومت غلام و خاتون مرزبان مرو با یکدیگر و بهتان آموختن غلام مر طوطیان را و ظاهر شدن آن بهتان جامییکی مرزبان بود در مرز مروزنی داشت عارض چو گل قد چو سرو
- بخش ۵ جامییکی از دانشمندان گوید که وقتی مجلس می داشتم و در زمین دل مستمعان تخم ارادت می کاشتم، پیری ملازم مجلس می بود و از وظیفه ملازمت تخلف نمی نمود اما دایم آه می کرد و اشک می ریخت و یک لحظه آه و اشکش از هم نمی گسیخت.
- بخش ۱۷ - حکایت شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی رحمه الله که چون این بیت بگفت که « برگ درختان سبز در نظر هوشیار، هر ورقی دفتریست معرفت کردگار » یکی از اکابر در واقعه دید که جمعی از ملائکه طبقهای نور از بهر نثار وی میبرند جامیبست بیتی ز دو مصراع به همهر یکی مطلع انوار قدم
- بخش ۳۰ - در بیان معنی رباعی که منسوب است به یکی از سلسه خانواده خواجگان ماوراء النهر قدس الله اسرارهم جامیبا هر که نشستی و نشد جمع دلتوز تو نرمید زحمت آب و گلت
