جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۹۰ نتیجه برای «خون» با فیلتر مولانا، رباعی · صفحهٔ ۱ از ۸
- رباعی شمارهٔ ۶۵۵ جلال الدین محمد مولویخون دل عاشقان چو جیحون گرددعاشق چو کفی بر سر آن خون گردد
- رباعی شمارهٔ ۱۲۵ جلال الدین محمد مولویآن چشم که خون گشت غم او را جفت استزو خواب طمع مدار کو کی خفته است
- رباعی شمارهٔ ۲۵۱ جلال الدین محمد مولویپی بر به جهانی که چو خون در رگ ماستزیرا که فسونگر و فسون در رگ ماست
- رباعی شمارهٔ ۴۶۰ جلال الدین محمد مولویآبی که از این دیده چو خون میریزدخونست بیا ببین که چون میریزد
- رباعی شمارهٔ ۶۷۶ جلال الدین محمد مولویدر گریهٔ خون مرا شکر خند تو کردبیبند مرا از این جهان بند تو کرد
- رباعی شمارهٔ ۱۰۰۲ جلال الدین محمد مولویای چشم بیا دامن خود در خون کشوی روح برو قماش بر گردون کش
- رباعی شمارهٔ ۱۱۵۵ جلال الدین محمد مولویاز دوستیت خون جگر را بخورماین مظلمه را تا به قیامت ببرم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۴۰ جلال الدین محمد مولویرفتی و ز رفتن تو من خون گریموز غصهٔ افزون تو افزون گریم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۰۵ جلال الدین محمد مولویما بادهٔ ز خون دل خود مینوشیمدر خم تن خویش چو می میجوشیم
- رباعی شمارهٔ ۱۶۹۲ جلال الدین محمد مولویای آنکه تو خون عاشقان آشامیفریاد ز عاشقی و بیآرامی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۶۴ جلال الدین محمد مولویدر عشق تو خون دیده بارید بسیجان در تن من ز غم بنالید بسی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۶۵ جلال الدین محمد مولویدر عشق تو خون دیده بارید بسیجان در تن من ز غم بنالید بسی
