جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳۹ نتیجه برای «چند» با فیلتر مولانا، مثنوی · صفحهٔ ۱ از ۲۰
- بخش ۱۵۹ - خجل گشتن خروس پیش سگ به سبب دروغ شدن در آن سه وعده جلال الدین محمد مولویچند چند آخر دروغ و مکر توخود نپرد جز دروغ از وکر تو
- بخش ۸۶ - حکایت در تقریر این سخن کی چندین گاه گفت ذکر را آزمودیم مدتی صبر و خاموشی را بیازماییم جلال الدین محمد مولویچند پختی تلخ و تیز و شورگزاین یکی بار امتحان شیرین بپز
- بخش ۱۶۶ - پشیمان شدن آن سرلشکر از آن خیانت کی کرد و سوگند دادن او آن کنیزک را کی به خلیفه باز نگوید از آنچ رفت جلال الدین محمد مولویچند روزی هم بر آن بد بعد از آنشد پشیمان او از آن جرم گران
- بخش ۴۷ - مانستن بدرایی این وزیر دون در افساد مروت شاه به وزیر فرعون یعنی هامان در افساد قابلیت فرعون جلال الدین محمد مولویچند آن فرعون میشد نرم و رامچون شنیدی او ز موسی آن کلام
- بخش ۱۷۳ - دادن شاه گوهر را میان دیوان و مجمع به دست وزیر کی این چند ارزد و مبالغه کردن وزیر در قیمت او و فرمودن شاه او را کی اکنون این را بشکن و گفت وزیر کی این را چون بشکنم الی آخر القصه جلال الدین محمد مولویشاه روزی جانب دیوان شتافتجمله ارکان را در آن دیوان بیافت
- بخش ۴۶ - باز آمدن آن شاعر بعد چند سال به امید همان صله و هزار دینار فرمودن بر قاعدهٔ خویش و گفتن وزیر نو هم حسن نام شاه را کی این سخت بسیارست و ما را خرجهاست و خزینه خالیست و من او را بده یک آن خشنود کنم جلال الدین محمد مولویبعد سالی چند بهر رزق و کشتشاعر از فقر و عَوَز محتاج گشت
- بخش ۱۴۴ - نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی اذا استیاس الرسل جلال الدین محمد مولویانبیا گفتند با خاطر که چندمیدهیم این را و آن را وعظ و پند
- بخش ۱۲۸ - آمدن نایب قاضی میان بازار و خریداری کردن صندوق را از جوحی الی آخره جلال الدین محمد مولوینایب آمد گفت صندوقت به چندگفت نهصد بیشتر زر میدهند
- بخش ۱۱۴ - صبر فرمودن اعرابی زن خود را و فضیلت صبر و فقر بیان کردن با زن جلال الدین محمد مولویشوی گفتش چند جویی دخل و کشتخود چه ماند از عمر افزونتر گذشت
- بخش ۱۸۴ - لاابالی گفتن عاشق ناصح و عاذل را از سر عشق جلال الدین محمد مولویگفت ای ناصح خمش کن چند چندپند کم ده زانکه بس سختست بند
- بخش ۳۲ - جواب گفتن طاوس آن سایل را جلال الدین محمد مولویچند تیرانداز بهر بالهاتیر سوی من کشد اندر هوا
- بخش ۸۰ - قصهٔ خواندن شیخ ضریر مصحف را در رو و بینا شدن وقت قرائت جلال الدین محمد مولویپیش او مهمان شد او وقت تموزهر دو زاهد جمع گشته چند روز
