جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۷۷ نتیجه برای «یار» با فیلتر مثنوی معنوی (مولانا) · صفحهٔ ۱ از ۳۲
- بخش ۱۳ - بیان آنک نور که غذای جانست غذای جسم اولیا میشود تا او هم یار میشود روح را کی اسلم شیطانی علی یدی جلال الدین محمد مولویگرچه آن مطعوم جانست و نظرجسم را هم زان نصیبست ای پسر
- بخش ۶۲ - حکایت در تقریر آنک صبر در رنج کار سهلتر از صبر در فراق یار بود جلال الدین محمد مولویآن یکی زن شوی خود را گفت هیای مروت را به یک ره کرده طی
- بخش ۸۵ - حکایت هندو کی با یار خود جنگ میکرد بر کاری و خبر نداشت کی او هم بدان مبتلاست جلال الدین محمد مولویچار هندو در یکی مسجد شدندبهر طاعت راکع و ساجد شدند
- بخش ۲۳ - قسم غلام در صدق و وفای یار خود از طهارت ظن خود جلال الدین محمد مولویکه صفات خواجهتاش و یار منهست صد چندان که این گفتار من
- بخش ۱۲ - بقیهٔ داستان رفتن خواجه به دعوت روستایی سوی ده جلال الدین محمد مولویشد ز حد هین بازگرد ای یار گُردروستایی خواجه را بین خانه برد
- بخش ۸۷ - مبالغه کردن موش در لابه و زاری و وصلت جستن از چغز آبی جلال الدین محمد مولویگفت کای یار عزیز مهرکارمن ندارم بیرخت یکدم قرار
- بخش ۵۶ - داستان آن عاشق کی با معشوق خود برمیشمرد خدمتها و وفاهای خود را و شبهای دراز تتجافی جنوبهم عن المضاجع را و بینوایی و جگر تشنگی روزهای دراز را و میگفت کی من جزین خدمت نمیدانم اگر خدمت دیگر هست مرا ارشاد کن کی هر چه فرمایی منقادم اگر در آتش رفتن است چون خلیل علیهالسلام و اگر در دهان نهنگ دریا فتادنست چون یونس علیهالسلام و اگر هفتاد بار کشته شدن است چون جرجیس علیهالسلام و اگر از گریه نابینا شدن است چون شعیب علیهالسلام و وفا و جانبازی انبیا را علیهمالسلام شمار نیست و جواب گفتن معشوق او را جلال الدین محمد مولویآن یکی عاشق به پیش یار خودمیشمرد از خدمت و از کار خود
- بخش ۱۴ - رد کردن معشوقه عذر عاشق را و تلبیس او را در روی او مالیدن جلال الدین محمد مولویدر جوابش بر گشاد آن یار لبکز سوی ما روز سوی تست شب
- بخش ۱۴۸ - آمدن مهمان پیش یوسف علیهالسلام و تقاضا کردن یوسف علیهالسلام ازو تحفه و ارمغان جلال الدین محمد مولویآمد از آفاق، یار مهربانیوسف صِدّیق را شد میهمان
- بخش ۵۳ - داستان مشغول شدن عاشقی به عشقنامه خواندن و مطالعه کردن عشقنامه در حضور معشوق خویش و معشوق آن را ناپسند داشتن کی طلب الدلیل عند حضور المدلول قبیح والاشتغال بالعلم بعد الوصول الی المعلوم مذموم جلال الدین محمد مولویآن یکی را یار پیش خود نشاندنامه بیرون کرد و پیش یار خواند
- بخش ۴۱ - جواب موسی فرعون را جلال الدین محمد مولویگر تو چیری و مرا خود یار نیستبنده فرمانم بدانم کار نیست
- بخش ۱۱۴ - روان گشتن شاهزادگان بعد از تمام بحث و ماجرا به جانب ولایت چین سوی معشوق و مقصود تا به قدر امکان به مقصود نزدیکتر باشند اگر چه راه وصل مسدودست به قدر امکان نزدیکتر شدن محمودست الی آخره جلال الدین محمد مولویاین بگفتند و روان گشتند زودهر چه بود ای یار من آن لحظه بود
