جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶۰ نتیجه برای «تن» با فیلتر سعدی، قطعه · صفحهٔ ۱ از ۵
- شمارهٔ ۲۲۰ سعدی شیرازیخرم تن آنکه نام نیکشماند پس مرگ جاودانی
- حکایت شمارهٔ ۳ سعدی شیرازییکی از فضلا تعلیم ملکزادهای همیداد و ضرب بیمحابا زدی و زجر بیقیاس کردی. باری پسر از بیطاقتی شکایت پیش پدر برد و جامه از تن دردمند برداشت. پدر را دل به هم بر آمد.
- شمارهٔ ۱۵۳ سعدی شیرازیخویشتن را علاج مینَکُنیباری، از عیبِ دیگران، خاموش!
- شمارهٔ ۲۰۲ سعدی شیرازیدامن جامه که در خار مغیلان بگرفتگر تو خواهی که به تندی برهانی بدری
- حکایت شمارهٔ ۶ سعدی شیرازیحکیمی گفت: خلافِ این عجب بودی، آن یکی بسیارخوار بوده است، طاقتِ بینوایی نیاورد، به سختی هلاک شد. وین دگر خویشتندار بوده است، لاجَرَم بر عادتِ خویش صبر کرد و به سلامت بماند.
- قطعه شمارهٔ ۴ - پیداست که آخرالزمان است! سعدی شیرازیآشفتن چشمهای مستتدود دل یار مهربانست
- شمارهٔ ۴ - ظاهرا در ستایش صاحب دیوان است سعدی شیرازیسخن به ذکر تو آراستن مراد آنستکه پیش اهل هنر منصبی بود ما را
- شمارهٔ ۶ - در ستایش سعدی شیرازیهر که در بند تو شد بستهٔ جاوید بماندپای رفتن به حقیقت نبود بندی را
- قطعه شمارهٔ ۷ - سعدی از معشوق به ممدوح نمیپردازد سعدی شیرازیحبذا همت سعدی و سخن گفتن اوکه ز معشوق به ممدوح نمیپردازد
- حکایت شمارهٔ ۷ سعدی شیرازیتوانگری بخیل را پسری رنجور بود. نیکخواهان گفتندش: مصلحت آن است که ختم قرآنی کنی از بهر وی یا بذل قربانی. لختی به اندیشه فرورفت و گفت: مُصْحَفِ مهجور اولیتر است که گلهٔ دور.
- شمارهٔ ۷ - ظاهرا در ستایش صاحب دیوان است سعدی شیرازیمتاع خویشتنم در نظر حقیر آمدکه پرتوی ندهد پیش آفتاب سها
- قطعه شمارهٔ ۸ سعدی شیرازیمن بگویم ندیدهام دهنیکز دهان تو تنگتر باشد
