جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰ نتیجه برای «بهر» با فیلتر ناظر و منظور (وحشی بافقی)
- گرمی شعلهٔ آفتاب در عالم فتادن و مرغ آبی از غایت گرما منقار از هم گشادن و رفتن شاهزاده از مصر به سبزهزاری که از لطف نسیم او روح مسیحا تازه گشتی و با فیض چشمهسارش خضر از آب زندگانی گذشتی وحشی بافقیبه رایض گفت تا از بهر منظورسمندی کرد زین از هر خلل دور
- رسیدن ناظر به کوهی که سنگ و شیشهٔ سپهر را شکستی و پلنگش در کمینگاه گردون نشستی وحشی بافقیمرا گویی خدا از بهر غم ساختبرای بند و زندان الم ساخت
- رفتن آن شهسوار شهب تازیانه و شاهباز فلک آشیانه به جست و جوی آن آهوی سر در بیابان محنت نهاده و آن طایر دور از مقام عزت فتاده وحشی بافقیسحرگه لشکران از خواب جستندمیان از بهر خدمت چست بستند
- ناقهٔ خیال در وادی سخن راندن و لعبت نظم را در هودج اندیشه نشاندن در رفتن ناظر از اقلیم وصال و خیمه زدن در سرمنزل رنج و ملال وحشی بافقیاگر خواهی در این دیر مجازیدوایی بهر درد عشقبازی
- حکایت ناقل این مقاله و شکایت قایل این رساله در بیوفایی یاران ریایی و دلایل بر فضیلت گوشهٔ تنهایی وحشی بافقیمکن بهر شکم اوقات ضایعبهر چیزی که باشد باش قانع
- آمدن ناظر و منظور به لشگرگاه اقبال و آگاهی شاه جهانپناه از صورت احوال و استقبال ایشان کردن و شرایط اعزاز بجای آوردن وحشی بافقیز حال هر دو چون گشتند آگاهیکی بهر نوید آمد سوی شاه
- طلوع کردن اختر معانی از افق سپهر نکته دانی در تعریف شبی که اخترش طعنه بر نور بدر میزد و صحبتش طعنه بر شام قدر وحشی بافقینمود از بهر سیر ملک بالاشه روی زمین بر پشت او جا
- سر آغاز وحشی بافقیز بهر خوشه کردن ساخت چون داسبه رخش راندنش بستند قسطاس
- عروس خیال از حجلهٔ اندیشه برون آوردن و او را در نظر ناظران جلوه دادن در تعریف بزمگاه سرور و صفت دامادی منظور وحشی بافقیبه خوان حسن بهر قوت جانهاز دندان و لب او شیر و خرما
- رسیدن رسولان قیصر به زمین بوس شاه مصر کشور و حرف ناامیدی شنیدن و پا از سر بزم خسروی کشیدن و مقدمهٔ جدال و آغاز قتال وحشی بافقیز قسطاس ستوران زال عالمز هم گیسو گشاده بهر ماتم
