جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۶ نتیجه برای «نظر» با فیلتر ناظر و منظور (وحشی بافقی) · صفحهٔ ۱ از ۲
- نظر اعتبار بر صورت عالم گشودن و راه سخن به گام عرفان طی نمودن در سر این معنی که درون از پردهٔ موجودات واجبالوجودی هست و برون از حلقهٔ کاینات معبودی که حرکت هر جانداری از قدرت اوست و کثرت تغییر عالم شاهد بر وحدت او وحشی بافقیایا مدهوش جام خواب غفلتفکنده رخت در گرداب غفلت
- عروس خیال از حجلهٔ اندیشه برون آوردن و او را در نظر ناظران جلوه دادن در تعریف بزمگاه سرور و صفت دامادی منظور وحشی بافقینظر چون کرد دید از دور تختیبه روی تخت حور نیک بختی
- دست نیاز به درگاه بینیاز گشودن و از حضرت باری التماس رستگاری نمودن وحشی بافقیبه خط مصحفم گردان نظر بازخط مصحف سواد دیدهام ساز
- لوح معنی در دامن حکایت نهادن و زبان به درس نکته گشادن در تعریف مکتبی که لعبت خانهٔ چین از او نشانهایست و حدیث خلدبرین افسانهای وحشی بافقیبه فرمان نظر منظور و ناظرپی تعلیم گردیدند حاضر
- گرمی شعلهٔ آفتاب در عالم فتادن و مرغ آبی از غایت گرما منقار از هم گشادن و رفتن شاهزاده از مصر به سبزهزاری که از لطف نسیم او روح مسیحا تازه گشتی و با فیض چشمهسارش خضر از آب زندگانی گذشتی وحشی بافقیاگر فارس فرس را برجهاندیبه جاسوس نظر خود را رساندی
- رفتن آن شهسوار شهب تازیانه و شاهباز فلک آشیانه به جست و جوی آن آهوی سر در بیابان محنت نهاده و آن طایر دور از مقام عزت فتاده وحشی بافقیخروشان شد نظر کای دیده را نورچه دیدی کز نظر گشتی چنین دور
- ناقهٔ خیال در وادی سخن راندن و لعبت نظم را در هودج اندیشه نشاندن در رفتن ناظر از اقلیم وصال و خیمه زدن در سرمنزل رنج و ملال وحشی بافقینظر سوی سواد شهر میکردز دل پر میکشید آه از سر درد
- حکایت ناقل این مقاله و شکایت قایل این رساله در بیوفایی یاران ریایی و دلایل بر فضیلت گوشهٔ تنهایی وحشی بافقینظر بر مردمان دیده افکنکه چون کردند در کنجی نشیمن
- آمدن ناظر و منظور به لشگرگاه اقبال و آگاهی شاه جهانپناه از صورت احوال و استقبال ایشان کردن و شرایط اعزاز بجای آوردن وحشی بافقینظر کردند سوی شاهزادهز اسب خویش دیدندش پیاده
- شیر حکمت از پستان خامه گشادن و طفل فسانه را در مهد خیال پرورش دادن در آغاز حکایت عشقبازی و ابتداء روایت نکته سازی وحشی بافقینظر چون بر رخش دوران گشادهنظر نام شه دوران نهاده
- رسیدن آن گل نودمیدهٔ چمن رعنایی و سرو تازه رسیدهٔ گلشن زیبایی به مرغزاری که پنجهٔ چنارش شاخ بیداد شکستی و آفتاب بلند پایه در سایه بیدش نشستی وحشی بافقینظر چون کرد شیری دید از دوردر و دشت از غریوش گشته پر شور
- بیان خوابی و اظهار اضطرابی که ناظر را از راز پنهان از بیصبری خبر داده و داغ ناصبوریش بر جگر نهاده و حکایت مفارقت و شکایت مهاجرت وحشی بافقینظر از راه مکتب بر نمیداشتبدین اندوه و این رنج عالمی داشت
