جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۹ نتیجه برای «کو» با فیلتر فرهاد و شیرین (وحشی بافقی) · صفحهٔ ۱ از ۴
- بخش ۴۱ - غزل خواندن فرهاد وحشی بافقیگدای کوی تو گشتم به شاهیبه خوان وصل خود بنشان گدا را
- بخش ۴۳ - در بیان مصاحبت شیرین با فرهاد در آن شب وحشی بافقیچو شیرین کوهکن را دید با خویشبه تنها دور از چشم بداندیش
- بخش ۶ - در ستایش حضرت علی «ع» وحشی بافقینه هر کو بر فراز منبر آید«سلونی» گفتن از وی در خور آید
- بخش ۴۰ - نازل شدن شیرین به دلجویی فرهاد مسکین در دامنهٔ کوه بیستون وحشی بافقیبه ساقی گفت آن مینای می کونشاط محفل جمشید و کی کو
- بخش ۳۳ - در حکایت گفتگوی آن بیخبر از مقامات عشق با مجنون و جواب دادن مجنون وحشی بافقینمیگوید اسیری داشتم کوبه حرمان دستگیری داشتم کو
- بخش ۱۷ - گفتار در رفتار خادمان شیرین به طلب نزهتگاه دلنشین و پیدا نمودن دشت بیستون و خبردادن شیرین را وحشی بافقیبه کوه و دشت میراندند ابرشمراد خاطر شیرین عنانکش
- بخش ۱۹ - گفتار در بیرون آمدن شیرین از مشکوی خسرو وحشی بافقیبت پر شکوه ماه پر شکایتگل خوش لهجه سرو خوش عبارت
- بخش ۲۸ - در صفت مرغزاری که شیرین در آنجا آسایش نموده و گفتگوی او با دایه در ستایش حسن خویش وحشی بافقیولی چون لازم خوبی غرور استنکویی علت طبع غیور است
- بخش ۳ - در راز و نیاز با خداوند وحشی بافقیکسی کو گریه برخود کن شب و روزکه بگذاری بدو آتش بدآموز
- بخش ۲۳ - گفتار اندر دلربایی شیرین از فرهاد مسکین و گفت و شنید آن دو به طریق راز و نیاز در پردهٔ راز وحشی بافقیاز آن جانب اشارتها که پیش آیوز این سو خاکساری ها که کو پای
- بخش ۳۲ - در اظهار نمودن شیرین محبت خویش را به آن غمین مهجور وحشی بافقیچه درد است این که در دل گشته انبوهدلست این دل نه هامون است و نه کوه
- بخش ۳۷ - در نوشتن شیرین جواب خسرو را و عتاب کردن بدو در عشق و محبت با دیگران وحشی بافقیچرا بد نام کردی خویشتن رابه یاری بر گزیدی کوهکن را
