جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۷۸ نتیجه برای «گفت» با فیلتر وحشی بافقی · صفحهٔ ۱ از ۱۵
- شمارهٔ ۱۰ - هجو هم خوب میتوانم گفت وحشی بافقیور به زشتی و ناخوشیافتدهجو هم خوب میتوانم گفت
- بخش ۲۳ - گفتار اندر دلربایی شیرین از فرهاد مسکین و گفت و شنید آن دو به طریق راز و نیاز در پردهٔ راز وحشی بافقیبه هر گامی شدی نو آرزویینهان از لب گذشتی گفتگویی
- بخش ۲۱ - گفتار اندر گفت و شنید غلامان شیرین با فرهاد و بردن او را به نزد شیرین مه جبین وحشی بافقیحریص گنج بنای گهر سنجبگفت این کار ممکن نیست بیگنج
- شمارهٔ ۳۰ - هجو شما میکنم وحشی بافقیبه ما خواجه تا چند خواهید گفتکه قرض شما را ادا میکنم
- بخش ۲۷ - در جواب گفتگوی شیرین و قبول نمودن فرهاد کندن کوه بیستون را به جهت عمارت وحشی بافقیبدو فرهاد گفت که ای سرو نوخیزلبت جان پرور و زلفت دلاویز
- بخش ۸ - حکایت وحشی بافقیبه حَربا گفت خفاشی که تا چندسوی خورشید بینی دیده دربند
- بخش ۱۱ - حکایت وحشی بافقیبه مجنون گفت روزی عیبجوییکه پیدا کن به از لیلی نکویی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - قصیده وحشی بافقیچه در گوش گل گفت باد خزانیکه انداخت از سر، کلاهِ کیانی؟
- بیان خوابی و اظهار اضطرابی که ناظر را از راز پنهان از بیصبری خبر داده و داغ ناصبوریش بر جگر نهاده و حکایت مفارقت و شکایت مهاجرت وحشی بافقیچنین گفت آن ادیب نکته پردازکه درس عاشقی میکرد آغاز
- شمارهٔ ۲ - بر تخت نشستن شاه اسماعیل وحشی بافقیتاریخ جلوسش از فلک جستم گفت :ایام شه نوش مبارک بادا
- رباعی شمارهٔ ۳۰ وحشی بافقیجغدی به سرای من فرود آمد و گفتکاین خانه به ویرانه ما میماند
- شمارهٔ ۳۹ - دریغ از جان قلی وحشی بافقیطلب کردم چو تاریخش خرد گفت :شهید دشنهٔ جور زمانه
