جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷۹۴ نتیجه برای «خدای» با فیلتر مثنوی · صفحهٔ ۱ از ۶۷
- بخش ۳۲ - قصهٔ هلال کی بندهٔ مخلص بود خدای را صاحب بصیرت بیتقلید پنهان شده در بندگی مخلوقان جهت مصلحت نه از عجز چنانک لقمان و یوسف از روی ظاهر و غیر ایشان بندهٔ سایس بود امیری را و آن امیر مسلمان بود اما چشم بسته داند اعمی که مادری دارد لیک چونی بوهم در نارد اگر با این دانش تعظیم این مادر کند ممکن بود کی از عمی خلاص یابد کی اذا اراد الله به عبد خیرا فتح عینی قلبه لیبصره بهما الغیب این راه ز زندگی دل حاصل کن کین زندگی تن صفت حیوانست جلال الدین محمد مولویچون شنیدی بعضی اوصاف بلالبشنو اکنون قصهٔ ضعف هلال
- بخش ۴ - سلطان العارفین قدس الله تعالی سره در بادیه کله ای دید بر وی نوشته خسرالدنیا و الآخرة از زمین برداشت و بوسه داد و فرمود که این سر صوفیی است که دو جهان را برای خدای درباخته است جامیبرگزیده زیان هر دو سرایتا بود سودش از میانه خدای
- بخش ۱۹ - اشارت به کتاب های خدای تعالی جامیهست حق را کتاب ها بسیارگشته نازل بر انبیای کبار
- بخش ۸ - پاک کردن آب همه پلیدیها را و باز پاک کردن خدای تعالی آب را از پلیدی لاجرم قدوس آمد حق تعالی جلال الدین محمد مولویآب چون پیگار کرد و شد نجستا چنان شد کآب را رد کرد حس
- بخش ۶ - حکایت مشورت کردن خدای تعالی در ایجاد خلق جلال الدین محمد مولویمشورت میرفت در ایجاد خلقجانشان در بحر قدرت تا به حلق
- بخش ۱۳۶ - مهمان شدن عارف معرفت شعار مر خردمند خدمتگزار را و گفتن خردمند مر عارف را که حضرت حق سبحانه این همه طعامهای گوناگون و میوه های رنگارنگ را از برای آدمیزاد آفریده است و جواب دادن عارف که خدای تعالی آنها را از برای آدمی آفریده است اما آدمی را برای آن نیافریده است جامیعارفی در طریق حق سندیگشت مهمان صاحب خردی
- بخش ۱۵۷ - خبر یافتن زین العابدین از مدیح فرزدق و دوازده هزار درم فرستادن برای وی و گفتن فرزدق که من اشعار بسیار گفته بودم و مدایح دروغ آورده این ابیات بهر کفارت بعضی از آنها گفتم برای خدای عز و جل و دوستی فرزندان رسول الله صلی الله علیه و سلم جامیاز برای خدای بود و رسولهر چه آمد ازو چه رد چه قبول
- بخش ۱۸ - استدعاء امیر ترک مخمور مطرب را به وقت صبوح و تفسیر این حدیث کی ان لله تعالی شرابا اعده لاولیائه اذا شربوا سکروا و اذا سکروا طابوا الی آخر الحدیث. می در خم اسرار بدان میجوشد؛ تا هر که مجردست از آن مینوشد قال الله تعالی ان الابرار یشربون این می که تو میخوری حرامست ما می نخوریم جز حلالی «جهد کن تا ز نیست هست شوی وز شراب خدای مست شوی» جلال الدین محمد مولویاعجمی ترکی سحر آگاه شدوز خمار خمر مطربخواه شد
- بخش ۸۰ - اضافت کردن آدم علیهالسلام آن زلت را به خویشتن کی ربنا ظلمنا و اضافت کردن ابلیس گناه خود را به خدای تعالی کی بما اغویتنی جلال الدین محمد مولویکَردِ حق و کَردِ ما هر دو ببینکَردِ ما را هست دان پیداست این
- بخش ۱۴۶ - تهدید کردن نوح علیهالسلام مر قوم را کی با من مپیچید کی من روپوشم با خدای میپیچید در میان این بحقیقت ای مخذولان جلال الدین محمد مولویگفت نوح ای سرکشانْ من، من نیممن ز جان مُردم به جانان میزیم
- بخش ۱۰۶ - عقد سی و سوم در تودد و تالف که به شفقت و محبت با خلق خدای آمیختن است و از لوازم آمیزش ایشان نگریختن جامیای ز خود ناشده یک لحظه خلاصهر دم از عام مجو خلوت خاص
- بخش ۱۰۹ - عقد سی و چهارم در سماع که از خود گذشتن است و آستین بر خلق افشاندن نه گرد خود گشتن و از خدای بازماندن جامیای درین خوابگه بی خبرانبی خبر خفته چو کوران و کران
