جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶۹۲ نتیجه برای «گفت» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۱ از ۵۸
- تکبیت شمارهٔ ۲۹۱ صائبگفتوگوی کفر و دین، آخر به یکجا میکِشَدخواب، یک خواب است و؛ باشد مختلف، تعبیرها
- تکبیت شمارهٔ ۳۶۴ صائبگفتوگوی اهلِ غفلت، قابلِتأویل نیستخوابِ پای خفته را، تعبیرکردن، مشکل است!
- شمارهٔ ۲ جامیگفت دانایی چو پرسیدم که قلب العبد ایناز سر بینش که قلب العبد بین الاصبعین
- بخش ۲۵ - حکمت خیرکثیر است اقبال لاهوریگفت حکمت را خدا خیر کثیرهر کجا این خیر را بینی بگیر
- فصل چهارم - گفت که این چه لطف است که مولانا تشریف فرمود جلال الدین محمد مولویگفت که این چه لطفست که مولانا تشریف فرمود توقّع نداشتم و در دلم نگذشت چه لایق اینم؟ مرا میبایست شب و روز دست گرفته در زمره و صف چاکران و ملازمان بودمی هنوز لایق آن نیستم؛ این چه لطف بود فرمود؟
- فصل پنجاه و چهارم - گفت قاضی عزّالدّین سلام میرساند جلال الدین محمد مولویگفت قاضی عزّالدّین سلام میرساند و همواره ثنای شما و حمد شما میگوید فرمود:
- بخش ۴۷ - رمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفت اقبال لاهوریرمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفتسخن از تاب و تب شعله به خس نتوان گفت
- بخش ۶۷ - دگر ز ساده دلیهای یار نتوان گفت اقبال لاهوریدگر ز ساده دلیهای یار نتوان گفتنشسته بر سر بالین من ز درمان گفت
- فصل اول - یکی میگفت که مولانا سخن نمیفرماید جلال الدین محمد مولوییکی میگفت که «مولانا سخن نمی فرماید» گفتم «آخر این شخص را نزد من خیالِ من آورد، این خیال من، با وی سخن نگفت که چونی یا چگونهای؟ بیسخن، خیال او را اینجا جذب کرد. اگر حقیقت من او را بیسخن جذب کند و جای دیگر بَرَد، چه ع …
- فصل شانزدهم - نایب گفت که پیش از این کافران بت را میپرستیدند جلال الدین محمد مولوینایب گفت که «پیش از این کافران بت را میپرستیدند و سجود میکردند ما در این زمان همان میکنیم. این چه میرویم و مغول را سجود و خدمت میکنیم و خود را مسلمان میدانیم و چندین بتان دیگر در باطن داریم از حرص و هوا و کین و حسد …
- حکایت شمارهٔ ۱ سعدی شیرازیخواهندهٔ مَغْرِبی در صفِ بزّازانِ حَلَب میگفت: ای خداوندانِ نعمت، اگر شما را انصاف بودی و ما را قناعت، رسمِ سؤال از جهان برخاستی.
- حکایت شمارهٔ ۱ سعدی شیرازییکی از بزرگان گفت پارسایی را: چه گویی در حقِ فلان عابد که دیگران در حقِ وی به طعنه سخنها گفتهاند؟
