مسلّم گشت او را ملک و خاتم
بفرمانش درآمد هر دو عالم
۱بفرمانش همه دیو و پری بود
مر او را از بهشت انگشتری بود
۲علی را بود بنده همچو سلمان
از آن بر هر دو عالم داشت فرمان
۳بفرما آن که فرمانی دهندت
ترا ملک سلیمانی دهندت
۴اگر فرمان بری فرمان شه بر
بسوی درگه آن شاه ره بر
۵اگر فرمان بری یابی تو خاتم
بفرمانت شود ملک دو عالم
۶اگر فرمان بری گردی سلیمان
ترا دیو و پری باشد بفرمان
۷اگر فرمان بری گردی همه نور
حقیقت میشوی نور علی نور
۸اگر فرمان بری اسرار یابی
رموز حیدر کرار یابی
۹بفرمان علی میباش آباد
بفرمان علی میباش دلشاد
۱۰اگر فرمان بری او را چو سلمان
شوی اندر حقیقت چون سلیمان
۱۱ز فرمان علی گر سر بتابی
بهر دو کون بیشک ره نیابی
۱۲تو فرمان بر که تا مقصود یابی
رضای حضرت معبود یابی
۱۳علی را بنده بودن اصل دین است
بنزد من سلیمانی همین است
۱۴علی را بنده شو تا راه یابی
بمعنی مظهر الله یابی
۱۵علی را بنده شو مانند سلمان
که تا فرمان دهی همچو سلیمان
۱۶بخوان نزدیک دانا این سبق را
بگردان نزد جاهل این ورق را
۱۷ز یک فرمان که آدم کرد بد دید
بلا و محنت و اندوه و غم دید
۱۸مر او را خوردن گندم زبون کرد
ز صدر جنت المأوا برون کرد
۱۹مپیچ از راه فرمان سر چو ابلیس
بفرمان باش دایم همچو ادریس
۲۰ز امرش گشت پیدا این دو عالم
سخن کوتاه شد والله اعلم
۲۱دگر پرسی ز حال احتسابم
چرا مانع شوند اندر حسابم
۲۲