بخش چهاردهم

(۱۷) حکایت محمود و شمار کردن پیلان عطار

شاعر
عطار
قالب
مثنوی
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مگر یک روز محمود عدوبند

پسر را گفت کای داننده فرزند

۱

ببین تا پیل چندست این زمانم

که من اکنون عددشان می‌ندانم

۲

پسر بشمرد و گفتش ای خداوند

هزار و چار صد پیلست در بند

۳

شهش گفتا که خود را یاد دارم

که یک بُز می‌نیامد در شمارم

۴

کنون گر تا بعرشم کار و بارست

ز من نیست آن ز فضل کردگارست

۵

چو هستت نعمت حق بی‌کناره

ترا از شکرِ منعم نیست چاره

۶

چو در حقّ تو نعمت بر دوامست

دمی بی شکرِ حق بودن حرامست

۷

وگر نفس تودر شکرست کاهل

دلت باید که این مشکل کند حل

۸

چو نفست کاهلی دارد همیشه

دلت را هست جِدّ و جهد پیشه

۹

چو نفست مردِ کار خویش باشد

دلت در کار خود درویش باشد

۱۰

نکو زان سود کرد و بد زیان کرد

که هر کس آنچه دارد خرج آن کرد

۱۱

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ بخش چهاردهم (۲۶ شعر) قرار دارد.