ز حال نوح و کشتی بازگویم
به پیش عارفان این راز گویم
۱حقیقت نوح دان هادی مطلق
بود معنی کشتی دعوت حق
۲کسی کو دعوت حق را پذیرد
به کشتی نوح او را دست گیرد
۳کسی کو آفتی آرد بکشتی
یقین میدان که او ماند بزشتی
۴تو کز کشتی شوی دور از بطالت
شوی غرقه بدریای جهالت
۵همیشه تا ابد در جهل مانی
روی اندر جحیم جاودانی
۶ترا هادی دلیل راه باشد
ز سر کشتیت آگاه باشد
۷ترا زان غرقه گشتن وارهاند
بکشتی نجات اندر رساند
۸علی باشد حقیقت هادی راه
زهی دولت اگر گشتی تو آگاه
۹نجات و رستگاری از علی دان
رهاند مر ترا از سر طوفان
۱۰حقیقت هست کشتی دعوت او
پناه و رستگاری رحمت او
۱۱اگر آئی درین کشتی چه بوذر
شوی بهتر ز خورشید منور
۱۲اگر آئی درین کشتی چه سلمان
ازین غرقاب بیرون آوری جان
۱۳اگر آئی درین کشتی شوی هست
شوی از حوض کوثر همچه من مست
۱۴اگر آئی درین کشتی برستی
بلندی یابی از گرداب پستی
۱۵اگر آئی درین کشتی به بینی
ظهور اولین و آخرینی
۱۶اگر آئی درین کشتی تو شاهی
بفرمانت شود مه تا بماهی
۱۷اگر آئی درین کشتی رفیقی
توان گفتن ترا مرد حقیقی
۱۸درین کشتی درآ تا شاه گردی
حقیقت مظهرالله گردی
۱۹درین کشتی درآ تا یار بینی
هزاران معنی اسرار بینی
۲۰درین کشتی درآ تا شاه باشی
ز اسرار علی آگاه باشی
۲۱درین کشتی نجات و رستگاریست
درین کشتی نجات و پایداریست
۲۲ازین کشتی اگر تو باز مانی
بمانی در عذاب جاودانی
۲۳بمعنیّ دگر روح تو نوح است
که در کشتی تن او را فتوح است
۲۴درین کشتی اگر معروف باشی
بدین مصطفی موصوف باشی
۲۵شناسد روح او راکشتی تن
به گلشن باز گردد او ز گلخن
۲۶درین کشتی رود چون روح کامل
شود در بحر الاالله واصل
۲۷بود عارف به ذات حق تعالی
بداند مظهر روح خدا را
۲۸بیابد از وجود خویش بهره
رود در بحر وحدت همچو قطره
۲۹دگر پرسی ز احوال سلیمان
چرا بر مرغ و ماهی داشت فرمان؟
۳۰