حقیقت چیست پیشاندیش بودن
ز خود بگذشتن و با خویش بودن
۱اگر جانت برون آید ز صورت
ببینی هرچ میدانی ضرورت
۲حجاب تو نیاید هر دو عالم
ببینی هر دو عالم را به یک دم
۳از این صورت اگر بیرون شوی تو
مه و خورشید محجوبون شوی تو
۴چو جانت را مقام نور دادند
سر چشم تو سوی حور دادند
۵مشو مغرور حور و خلد هرگز
که بی حق نور ندهد خلد هرگز
۶