غزلیاتغزل شمارهٔ ۶۰۸ عطارشاعرعطارمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریتا ما سر ننگ و نام داریمبر دل غم تو حرام داریم۱تو فارغ و ما در اشتیاقتبیچارگیی تمام داریم۲ز اندیشهٔ آنکه فارغی تواندیشهٔ بر دوام داریم۳گه دست ز جان خود بشوییمگه دست به سوی جام داریم۴گه زهد و نماز پیش گیریمگه میکده را مقام داریم۵گه بر سر درد درد ریزیمگه بر سر کام کام داریم۶ما با تو کدام نوع ورزیموز هر نوعی کدام داریم۷از تو به گزاف وصل جوییمیارب طمعی چه خام داریم۸عطار چو فارغ است از نامما گفتهٔ او به نام داریم۹