ششم فرزند آمد دل پر اسرار
ز الماس زبان گشته گهربار
۱پدر را گفت آن خواهم همیشه
که باشد کیمیا سازیم پیشه
۲اگر یابم بعلم کیمیا راه
شوند از من جهانی کیمیا خواه
۳گر آن دولت بیابم دین بیابم
که چون آن یک دهد دست این بیابم
۴جهان پر ایمن گردانم از خویش
فقیران را غنی گردانم از خویش
۵